تبليغاتX
کافه نادری


 

وقتی در كره به مدرسه می رفتم خیلی فقیرانه زندگی می كردم، ولی تنها من اینطور نبودم، در آن اوقات تقریباً همه فقیر بودند. سی سال پیش درآمد سرانه مردم كره حدوداً 50 دلار در سال بود. اما حالا به مرز پنج هزار دلار می رسد. بنابراین شما می تواندی شرایط زندگی ما را در آن روزها حدس بزنید.

ما در محله «چانگ چانگ دونگ» در شهر سئول زندگی می كردیم، و مجبور بودم در حدود 2 ساعت تقریبا 10 كیلومتر راه را از منزل تا دانشگاه «یان سی» طی كنم، حتی یك پشیز در جیب نداشتم، اما امید هائی را در سر می پروراندم، هنوز نمی توانم افكاری را كه وقتی شبها دیرگاهان از كتابخانه خارج می شدم و یا هنگام پیمودن راه طولانی نگاهم به آسمان دوخته می شد و این افكار بر سرم سنگینی می كرد فراموش كنم. در آن موقع به نظرم می رسید كه دنیا از آن من است، و می توانم تمام عالم را در میان بازوانم جای دهم، هیچ چیز در ذهنم غیر ممكن بنظر نمی رسید.

ما فقیر بودیم، اما احساسات مرا به حركت وا می داشت. نیروی جوانی برایم بسیار پر اهمیت بود و قلبم را مالامال آرزوها می كرد، هیچ چیز را سد راه خود نمی دیدم.

در میان همه چیزهائیكه جوانی بهمراه دارد مهمترینشان آرزوهاست. مردمانی كه آرزو و هدف دارند فقر نمی شناسند، زیرا شخص به اندازه هدفهایش ثروتمند است، جوانی دورانی از زندگیست كه حتی اگر شخص هیچ چیز نداشته باشد ولی هدف داشته باشد نیازی به رشك و غبطه خوردن ندارد. تاریخ متعلق به كسانی است كه در زندگی هدف دارند، آرزوها، اهداف، آمال، امیدها، قدرتهایی هستند كه با آنها می توان جهان را متحول ساخت، مردمی كه هدف دارند، جوامعی كه دارای هدف هستند، ملتهائی كه برنامه دارند سرانجام اهدافشان به واقعیت منتهی می شود. كشوری كه برای رسیدن به اهدافش همه مردم را به مشاركت بگیرد قهرمان تاریخ خواهد شد. اطمینان دارم تمام كسانیكه امروزه سرنوشت جهان را شكل می دهند كسانی هستند كه دیروز در دوران جوانی برای زندگیشان هدف داشته اند.

اگر ملتی امروز امید و آرزو را در ذهن جوانان خود تزریق نكند آیا فردا می تواند جهان را هبری كند؟ ایالات متحده آمریكا با تاریخچه ای در حدود دویست سال هم اكنون تاریخ جهان را شكل می دهد، و همچنانكه می دانیم، اینها همه مدیون اهداف بزرگ پیشگامان اولیه و جرات و جسارت آنها بوده است كه چنین رشدی را موجب شده است.

امروز اغلب می بینم و یا می شنوم كه جوانان برای ساختن آینده، دیگر آن اهداف و آمال گذشتگان را ندارند.اگر هم دارند بیشتر روی آنچه قطعی و موجود است بنا نهاد شده است. اگر این سخنان درست باشد هیچ چیز غم انگیزتر از این نخواهد بود، هم برای تك تك افراد و هم برای كل جامعه.

آرزو اشخاص را می سازد و شخصیت او را كنترل می كند. آرزو مانند سكان یك كشتی جهت حركت را مشخص می سازد. سكان یك كشتی نسبت به خود آن ممكن است خیلی كوچك باشد و دیده نشود، اما مسیر حركت یك كشتی عظیم را كنترل می نماید. بنابراین یك زندگی بدون امید و هدف مانند یك كشتی بدون سكان می باشد، همین طور یك فرد بی هدف نیز جهت  خود را از دست خواهد داد و آنقدر در امواج متلاطم زندگی سرگردان می شود تا سرانجام غرق شود.

البته یك فرد با اهداف و آرزوها غلط همانقدر خطرناك است كه شخص بی هدف شخصی كه از اهداف و آرزوهایش از محدوده آسایش و رفاه شخصی فراتر نمی رود بسیار دردناكتر و تاثر انگیز تر از فردی است كه اصلاً هدف آرزوئی ندارد. او از ارزش و اهمیت جوانی آگاهی ندارد. اگر شما هدف دارید كه امیدوارم داشته باشید، با تمام قدرت آن را پرورش بدهید زیرا امید و آرزوی شما تعیین كننده میسر زندگی شماست.

منبع: كتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست ، كیم وو چونگ

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 23:17  توسط مهرداد  | 

كودك ناشنوایی كه شنیدن را آموخت

 

 پسر ناشنوای من به تدریج بزرگ شد، دبیرستان و دانشگاه را بدون آنكه بتواند صدای آموزگارانش را بشنود پشت سر گذاشت. تنها وقتی آنها با صدای بلند و از نزدیك با او حرف می زدند صدایشان را تشخیص می داد.

او به مدرسه مخصوص ناشنوایان نرفت. ما این اجازه را به او ندادیم.مصمم بودیم كه او زندگی طبیعی داشته باشد، با بچه های سالم و طبیعی رفت و آمد كند. ما پای این تصمیم خود ایستادیم هر چند مجبور شدیم كه به این دلیل با مقامات مدرسه بحث های تندی داشته باشیم.

در مدرسه سعی كرد از نوعی سمعك استفاده كند، اما این سمعك به او كمك نكرد.

در آخرین هفته اقامت در كالج اتفاقی افتاد كه تحولی در زندگیش به وجود آورد. او برحسب تصادف به سمعك جدیدی دست یافت كه به صورت آزمایشی برای او فرستاده بودند. او با اكراه آنرا آزمایش كرد. قبلاً هم نظایر آن سمعك را امتحان كرده بود، اما نتیجه ای حاصل نشده بود. سرانجام وسیله ارسالی را برداشت و با خونسردی و بی توجهی آنرا روی سر گذاشت. باطری هایش را وصل كرد و ناگهان عمری انتظار به سر رسید.

 

برای نخستین بار در زندگی می توانست مثل سایرین مطالب را بشنود.

 

با شور و وجد فراوان به سوی تلفن رفت. به مادرش زنگ زد و صدای او را به طور كامل شنید. روز بعد او در شرایطی بود كه می توانست صدای اساتید دانشكده را به خوبی و بی كم و كاست بشنود و این برای نخستین بار بود كه چنین چیزی را تجربه می كرد. برای نخستین بار توانست با دیگران حرف بزند و دیگران مجبور نبودند با او با صدای بلند حرف بزنند. به راستی كه او تولد تازه ای یافته بود.

میل و اشتیاق او ثمر داده بود اما پیروزیش هنوز كامل نشده بود. او هنوز باید راهی قطعی و شمخص می یافت تا معلولیت خود را به سرمایه ای هم ارز آن تبدیل كند.

اعجاز اندیشه

او با علم به اهمیت موفقیتی كه نصیبش شده بود و تحت تاثیر دنیای صدایی كه برای نخستین بار به گوشش می نشست، نامه ای به تولید كننده آن سمعك نوشت و با اشتیاق تمام تجربه خود را با او در میان گذاشت.

نكته ای در نامه او سبب شد كه به نیویورك دعوت شود. در نیویورك تا كارخانه او را اسكورت كردند. در حال گفت گو با رئیس مهندسین، نظریه،فكر، الهام یا هر كلمه ای را كه شما انتخاب كنید به ذهنش رسید. این ذهنیت، معلولیت او را به یك سرمایه تبدیل كرد كه برایش پول و خوشبختی به ارمغان آورد.

 به ذهنش رسید كه می تواند به میلیونها انسان ناشنوا كمك كند. باید ماجرا و تجربه خود را برایشان شرح می داد.

مدت یكماه با اقدامی گسترده درباره نظام بازاریابی سمعك تحلیل و بررسی كرد و راهها و وسایلی یافت تا دنیای جدید خود را با دیگران در میان بگذارد. آنگاه برنامه ای دو ساله تدارك دید. وقتی طرح خود را به شركت ارائه داد بی درنگ به او شغلی دادند تا به این رویای خود جامه عمل بپوشاند. وقتی سركار  رفت مصمم بود كه امید و آسایش فكری را به هزاران ناشنوایی برساند كه بدون كمك او برای همه عمر محكوم به ناشنوایی بودند.

مطمئن هستم اگر من و مادرش ذهن او را آنطور كه می خواستیم پرورش نداده بودیم، بل ایر، برای همه عمر ناشنوا و لال باقی می ماند.

به راستی كه اشتیاق سوزان چه آثار اعجاب انگیزی برجای می گذارد. بل ایر به شنیدن صدای طبیعی علاقه مند بود.حالا به آن رسیده است. شاید او هم در زمره بسیاری از كسانی در می آمد كه كارشان به فروش مداد و كاغذ در كنار خیابان می انجامید.

وقتی كودكی بیش نبود در ذهنش این باور را ایجاد كردم كه معلولیت او برایش دارایی بزرگی خواهد شد كه می تواند روی آن سرمایه گذاری كند. توجه داشته باشید كه باور همراه با اشتیاق سوزان را می توانند همه داشته باشند و از ان به سود خود استفاده كنند.

   منبع: كتاب بینیدشید و ثروتمند شوید

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 22:39  توسط مهرداد  |