تبليغاتX
کافه نادری
اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد
...................

سیاست در برابر صداقت دیگران خیانت است و صداقت در برابر سیاست دیگران حماقت        علی شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 21:52  توسط مهرداد  | 

دختر سرش را پایین انداخته بود و همین طور که با خودش حرف می زد راه می رفت
_ دوستام همه با یکی اند. همه یکی دارند. آخه چرا من ندارم؟ مگه من چیم از اونا کمتره؟
دختر همین طور که داشت شخصیتش رو در مقابل دوستانش بالا می برد چشمش به یه نفر که از جلو می آمد افتاد
_ هی آقا... آره شما، می خوای با من باشی؟
__ ها... با منید؟
- آقا تو رو خدا بیا با من باش. دوستام همه با کسی اند و من تنهام
__ مطمئنید که سالمید؟ این دیگه چه حرفیه؟!
_ سالمم به خدا. هر یک از دوستام واسه خودشون یکی پیدا کردن و فقط من تنهام
__ آها... که این طور. باید فکر کنم
_ باشه آقا... بدونید که من شما رو خیلی دوست دارم آقا
__ اهوم... باشه قبوله
_وای باورم نمیشه. یعنی من الان با کسی ام. حالا عشق من کجا بریم با هم؟
__ الان که من جایی کار دارم و شب میرم خونه. ساعت 10 شب بیا به این آدرس
_ باشه آقا... من حتی حاضرم جونم رو هم برای عشقم می دم
__ خب... من دیگه باید برم.
_ باشه... خداحافظ عزیزم
و دختر در حالی به رفتن و دور شدن عشق تازه از راه رسیده اش نگاه می کرد در دلش برای خودش نوشابه باز می کرد به خاطر این همه زرنگی.
او حالا مثل دوستاش با یکی بود

پ.ن 1: و فرزند آدم، همانا عشق را قرار دادیم در میان شما و بهره نمی برید از آن مگر دارای عقل باشید. باشد که عاشق عاقل باشید وگرنه...
پ.ن 2: و اینچنین دختر در ساعت 10 شب خودش و مادر عشق را به فنا داد
پ.ن 3: لوس و بی مزه خودتی. این وبلاگ منه و هر چی دوست دارم توش میزارم. خودخواه هم خودتی
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 22:49  توسط مهرداد  | 


 

وقتی در كره به مدرسه می رفتم خیلی فقیرانه زندگی می كردم، ولی تنها من اینطور نبودم، در آن اوقات تقریباً همه فقیر بودند. سی سال پیش درآمد سرانه مردم كره حدوداً 50 دلار در سال بود. اما حالا به مرز پنج هزار دلار می رسد. بنابراین شما می تواندی شرایط زندگی ما را در آن روزها حدس بزنید.

ما در محله «چانگ چانگ دونگ» در شهر سئول زندگی می كردیم، و مجبور بودم در حدود 2 ساعت تقریبا 10 كیلومتر راه را از منزل تا دانشگاه «یان سی» طی كنم، حتی یك پشیز در جیب نداشتم، اما امید هائی را در سر می پروراندم، هنوز نمی توانم افكاری را كه وقتی شبها دیرگاهان از كتابخانه خارج می شدم و یا هنگام پیمودن راه طولانی نگاهم به آسمان دوخته می شد و این افكار بر سرم سنگینی می كرد فراموش كنم. در آن موقع به نظرم می رسید كه دنیا از آن من است، و می توانم تمام عالم را در میان بازوانم جای دهم، هیچ چیز در ذهنم غیر ممكن بنظر نمی رسید.

ما فقیر بودیم، اما احساسات مرا به حركت وا می داشت. نیروی جوانی برایم بسیار پر اهمیت بود و قلبم را مالامال آرزوها می كرد، هیچ چیز را سد راه خود نمی دیدم.

در میان همه چیزهائیكه جوانی بهمراه دارد مهمترینشان آرزوهاست. مردمانی كه آرزو و هدف دارند فقر نمی شناسند، زیرا شخص به اندازه هدفهایش ثروتمند است، جوانی دورانی از زندگیست كه حتی اگر شخص هیچ چیز نداشته باشد ولی هدف داشته باشد نیازی به رشك و غبطه خوردن ندارد. تاریخ متعلق به كسانی است كه در زندگی هدف دارند، آرزوها، اهداف، آمال، امیدها، قدرتهایی هستند كه با آنها می توان جهان را متحول ساخت، مردمی كه هدف دارند، جوامعی كه دارای هدف هستند، ملتهائی كه برنامه دارند سرانجام اهدافشان به واقعیت منتهی می شود. كشوری كه برای رسیدن به اهدافش همه مردم را به مشاركت بگیرد قهرمان تاریخ خواهد شد. اطمینان دارم تمام كسانیكه امروزه سرنوشت جهان را شكل می دهند كسانی هستند كه دیروز در دوران جوانی برای زندگیشان هدف داشته اند.

اگر ملتی امروز امید و آرزو را در ذهن جوانان خود تزریق نكند آیا فردا می تواند جهان را هبری كند؟ ایالات متحده آمریكا با تاریخچه ای در حدود دویست سال هم اكنون تاریخ جهان را شكل می دهد، و همچنانكه می دانیم، اینها همه مدیون اهداف بزرگ پیشگامان اولیه و جرات و جسارت آنها بوده است كه چنین رشدی را موجب شده است.

امروز اغلب می بینم و یا می شنوم كه جوانان برای ساختن آینده، دیگر آن اهداف و آمال گذشتگان را ندارند.اگر هم دارند بیشتر روی آنچه قطعی و موجود است بنا نهاد شده است. اگر این سخنان درست باشد هیچ چیز غم انگیزتر از این نخواهد بود، هم برای تك تك افراد و هم برای كل جامعه.

آرزو اشخاص را می سازد و شخصیت او را كنترل می كند. آرزو مانند سكان یك كشتی جهت حركت را مشخص می سازد. سكان یك كشتی نسبت به خود آن ممكن است خیلی كوچك باشد و دیده نشود، اما مسیر حركت یك كشتی عظیم را كنترل می نماید. بنابراین یك زندگی بدون امید و هدف مانند یك كشتی بدون سكان می باشد، همین طور یك فرد بی هدف نیز جهت  خود را از دست خواهد داد و آنقدر در امواج متلاطم زندگی سرگردان می شود تا سرانجام غرق شود.

البته یك فرد با اهداف و آرزوها غلط همانقدر خطرناك است كه شخص بی هدف شخصی كه از اهداف و آرزوهایش از محدوده آسایش و رفاه شخصی فراتر نمی رود بسیار دردناكتر و تاثر انگیز تر از فردی است كه اصلاً هدف آرزوئی ندارد. او از ارزش و اهمیت جوانی آگاهی ندارد. اگر شما هدف دارید كه امیدوارم داشته باشید، با تمام قدرت آن را پرورش بدهید زیرا امید و آرزوی شما تعیین كننده میسر زندگی شماست.

منبع: كتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست ، كیم وو چونگ

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 23:17  توسط مهرداد  | 

در یونان باستان ، روزی یکی از آشنایان سقراط بزرگ به دیدارش آمد و گفت : می دانی  درباره دوستت  چه شنیده ام ؟
سقراط جواب داد : یک دقیقه صبر کن ، قبل از اینکه چیزی بگویی می خواهم امتحان کوچکی را بگذرانی که به آن تست فیلتر سه گانه می گویند.آشنا پرسید: فیلتر سه گانه ؟
سقراط ادامه داد: قبل از اینکه با من درباره دوستم صحبت کنی، شاید بد نباشد که چند لحظه صبر کنی و چیزهایی را که می خواهی بگویی فیلتر کنی . به همین خاطر به این امتحان، تست فیلتر سه گانه می گویم. اولین فیلتر، حقیقت است. تو کاملا مطمئنی مطالبی که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟ مرد گفت : نه، درحقیقت من همین الان درباره اش شنیدم و... سقراط گفت : بسیار خوب، پس تو واقعا نمی دانی که حقیقت دارد یا خیر.حالا دومین فیلتر را امتحان می کنیم، دومین فیلتر نیکی است. چیزی که می خواهی راجع به دوست من بگویی، مطلب خوبی است؟
مرد جواب داد: نه، کاملا برعکس ... . سقراط ادامه داد: خُب، پس تو می خواهی به من راجع به او چیز بدی بگویی اما دقیقا از درستی آن مطمئن نیستی. هنوز باید امتحان را ادامه دهی چون هنوز فیلتر سوم باقی مانده: فیلتر فایده. مطلبی که می خواهی راجع به دوستم به من بگویی، فایده ای برای من دارد؟ مرد جواب داد: نه، نه واقعاً. سقراط نتیجه گیری کرد :

اگر چیزی که می خواهی به من بگویی نه حقیقت است نه خوبی دارد و نه فایده ای دارد، پس چرا اصلاً بگویی ؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 8:33  توسط مهرداد  | 

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویولون کرد.

این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارها یشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم هایش کاست و چند ثانی های توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود به راه افتاد. یک دقیقه بعد، ویولو نزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد. چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویولون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویولون زن پرداخت، مادر محکم تر کشید و کودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویولو نزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط

چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدی نشان بلا استثنا برای برد نشان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه ای که ویولو نزن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویولو نزن شد. وقتیکه ویولو نزن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی دانست که این ویولو نزن همان جاشوا بل یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازند هی یکی از پیچیده ترین فطعات نوشته شده برای ویولون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاترهای شهر بوستون، برنامه ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش فروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است. نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت های مردم بود.

نتیجه :آیا ما در شرایط معمولی و ساعات ن امناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟ لحظ های برای قد ردانی از آن توقف می کنیم؟ آیا نبوغ و شگردها را در یک شرایط غیرمنتظره م یتوانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش م یتواند این باشد، اگر ما لحظه ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویولون است گوش فرا دهیم، چه چیزهای دیگری را داریم از دست می دهیم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 22:28  توسط مهرداد  | 

چقدر خوبه ادم یكی را دوست داشته باشه نه به خاطر اینكه نیازش رو برطرف كنه نه به خاطر اینكه كس دیگری رو نداره نه به خاطر اینكه تنهاست و نه از روی اجبار بلكه به خاطر اینكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
...............
.میدونی چرا وقتی آدم بزرگ میشه با خودكار می نویسه؟ چون یاد بگیره كه هر اشتباهی پاك نمیشه

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 0:31  توسط مهرداد  | 

دارم همه چیز را می بویم! می بویم. با تمام وجود... می خواهم همه چیز را حس کنم و در آغوش بگیرم و فشار دهم. آن گونه که گویی جزیی از وجودم شوند. خیره در چهره ها می نگرم مسحور یک تبسم می شوم.... مبادا.... مبادا روزی از خاطرم برود عاشق ترین مرد آسمان بودم! مبادا روزی ترنم باران در وجودم بخشکد مبادا.... آخر من زاده این زمین و زمانم... گیاه را که از خاکش جدا کنند می خشکد.... سعی می کنم به خوبی همه چیز را به خاطر بسپارم!

...................

کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن سر مشـق کرد روي دل هاي حقــــــيقي نقــــــش کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:5  توسط مهرداد  | 

خداوند بي نهايت است و لامکان و بي زمان

 اما به قدر فهم ما کوچک مي شود

و به قدر نياز ما فرود مي آيد

و به قدر آرزوي ما گسترده مي شود

و به قدر ايمان ما کارگشا مي شود

يتيمان را پدر مي شود و مادر

محتاجان برادري را برادر مي شود

عقيمان را طفل مي شود

نااميدان را اميد مي شود

گمگشتگان را راه مي شود

در تاريکي ماندگان را نور مي شود

رزمندگان را شمشير مي شود

پيران را عصا مي شود

محتاجان به عشق را عشق مي شود

خداوند همه چيز مي شود همه کس را...

به شرط اعتقاد

به شرط پاکي دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهيز از معامله با ابليس

بشوييم قلب هايمان  را از هر احساس ناروا

و مغزهايمان را از هر انديشه خلاف

و زبان هايمان را از هر گفتار ناپاک

و دست هايمان را از هر آلودگي در بازار

و بپرهيزيم از ناجوانمردي ها، ناراستي ها، نامردمي ها...

چنين کنيم تا ببينيم چگونه

بر سفره ما با کاسه اي خوراک و تکه اي نان مي نشيند

در دکان ما کفه هاي ترازويمان را ميزان مي کند

و در کوچه هاي خلوت شب با ما آواز مي خواند

مگر از زندگي چه مي خواهيم که در خدايي خدا يافت

 نمي شود؟؟؟

 

  "ملاصدرا"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:28  توسط مهرداد  | 

یا به انداره ی ارزو هایت تلاش کن یا به اندازه ی تلاش هایت آرزو کن

......................

اغلب مردم به اندازه ای شادند که ذهنشان اجازه می دهد

........................

قطعی ترین کارهایی که ما در زندگی انجام می دهیم، اغلب نسنجیده ترین کارهایمان هستند.

آندره ژید

هر حقیقتی پیش از اینکه شناخته شود از سه مرحله عبور می کند. اول مورد تمسخر قرار می گیرد، بعد با آن مخالفت می شود و سپس به عنوان بدیهی از آن یاد می شود!

آرتور اسکوپارتور

بعضی از مردم انقدر از برخی نصایح من خوششان می آید که آنها را قاب می کنند و به دیوار می زنند، به جای اینکه به کار ببندند!

جوردن دیچسون

........................

اینكه چقدر زمان داری مهم نیست مهم این است که چگونه آنرا می گذرانی

.......................

نیچه : غم خودش ما را پیدا می کند باید دنبال شادیها گشت.
مارسل پروست : شادی زمان و مکان نمی خواهد کافی است دل بخواهد
.
یه ضرب المثل امریکایی میگه: مواظب باش چی آرزو میکنی، چون ممکنه یه روزی بهش برسی

.......................

مردم اشتباهات كوچك خود را روي هم مي‌ريزند و از آن غولي مي‌سازند كه نامش تقدير است. جان اوليور هانيز

......................

آنگاه که دوست داري کسي همواره به يادت باشد...به ياد من باش که من همواره به يادت هستم...از طرف بهترين دوستت خدا

........................

به جای لعنت فرستادن به تاریکی یک شمع روشن کن
کنفسیوس

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 7:49  توسط مهرداد  | 

حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!

اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

(تلاش سخت) Hard work

H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

*

(دانش) Knowledge

K+N+O+W+L+E+ D+G+E

11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

*

(عشق) Love

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

*

خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!

پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟

(پول) Money

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25= 72%

*

(رهبري) Leadership

L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

*

پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟

(نگرش) Attitude

1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%

*

اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد.

نگرش همه چيز را عوض ميکند،

نگرشت را عوض کن همه چيز عوض ميشود...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 7:48  توسط مهرداد  | 

2. دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3. خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4. غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5. گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6. حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7. زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8. چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9. مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10. لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11. كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12. رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13. چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14. دوست جديد دنياي جديد است.

15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16. هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17. همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18. زندگي ساختني است نه گذراندني.

19. جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20. غرور انهدام است مغرور نباش.

21. اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22. امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23. ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24. بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25. كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26. در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 8:37  توسط مهرداد  | 

 

خداوند بي نهايت است و لامکان و بي زمان اما به قدر فهم تو کوچک مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو کارگشا مي شود

....................

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

................

وقتي «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنيا طعم صلح را مي چشد

..................

صفای ما پا برهنه ها می دونی چیه؟
اینه که ریگی به کفشمون نیست!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:32  توسط مهرداد  | 

خدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است،

تو اگر مدارا نکني ما را خداي ديگر کجاست ؟

............

درباره ی انسانها از روی سوالاتی که می پرسن قضاوت کن ..نه جواب هایی که میدهند

تو تابستون ترکه رفته بوده زیر پتو یه نفر بهش میگه آقا شما ترکی میگه اااااااااااا از زیر پتو هم معلومه؟؟؟؟

يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

 

هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند اما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا مي ببنند

شخصی می گفت من شانزده سال دارم بزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی شانزده سال دارم باید بگویی آن شانزده سال را دیگر ندارم

 

در پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نري

 

جملات رمانتيک ويژه پيچوندن : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!! - خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!! - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!! - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!! هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم!! - تاکيد مداوم بر برخي جملات شريعتي:"اگر عشق دوام يابد،به ابتذال ميکشد

 

ستاره بخت هیچ کسی شوم نیست، این ما هستیم که آسمان را بد تعبیر میکنیم

اگه کسی مایل به همکاری هست خبرم کنه.من ۱۱ روز دیگه باید به سربازی برم.نمیخوام اینجا سوت و کور بشه.
 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 10:4  توسط مهرداد  | 

دنیا! با دستهایت پسرم را بگیر،او از امروز به مدرسه میرود همه چیز تا مدتی برای او غیر معمول و جدید به نظر می آید و من امیدوارم با ملایمت او را تدبیر کنی.

او تا به حال پادشاه لانه پرندگان و رئیس حیاط خانه بوده و من همیشه مواظبش بوده و زخمهایش را معالجه کرده و همواره آماده تسکین احساساتش بوده ام. اما حالا همه چیز متفاوت شده است. امروز صبح او می خواهد از پله های خانه پایین بیاید، دستش را تکان دهد و یک ماجرای بزرگ را آغاز کند که احتمالا شامل جنگها، ناراحتی ها و افسوس ها خواهد بود.

ما برای زندگی کردن در این دنیا، به عشق و تشویق و ایمان نیاز داریم. پس ای دنیا، من آرزو می کنم به گونه ای دستهای جوانش را بگیری و چیزهایی را به او یاد بدهی که او باید آنها را بیاموزد. به او یاد بده اما اگر می توانی با ملایمت.

او مجبور است که بیاموزد، من می دانم که همه مردم عادل نیستند. به او بیاموز که برای هر نامردی یک پهلوان وجود دارد و برای هر دشمنی یک دوست. اجازه بده که او بیاموزد بچه های شلوغ بیشتر از دیگران عقب می مانند.

به او عجایب کتابها را بیاموز، به او فرصت آرامش بده که به راز و رمزهای پرندگان در آسمان، به عجایب خورشید و گلهای روی تپه های سبز فکر کند.

به او یاد بده که تقلب کردن وحشتناک تر از شکست خوردن است.

به او بیاموز که به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر کسی به او گفت که آنها اشتباه هستند. سعی کن به پسرم قدرت بدهی که از دیگران پیروی نکند.

به او یاد بده که به دیگران گوش فرا دهد، ولی آنچه را که درباره حقایق شنیده، تصفیه کند و تنها افکار خوب را بگیرد.

به او یاد بده که هرگز برای قلب و روح خود برچسب قیمت تعیین نکند.

به او یاد بده که گوشهایش را به حرفهای یاوه دیگران ببندد و بایستد و بجنگد اگر او فکر می کند که افکارش درست هستند.

ای دنیا با ملایمت به او یاد بده، اما نوازشش مکن، زیرا که تنها آتش است که آهن را سفت و آبدیده می کند.

ای دنیا، این یک درخواست بزرگ است اما ببینم که چه کار می کنی، او پسر خوبی است.

آبراهام لینکلن

منبع: 

www.owl.blogsky.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:32  توسط مهرداد  | 

 

در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاريابي به دانشجويان خود بود:

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم

* شما در يك مهماني به همراه دوستانتون ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ، به اين مي گن تبليغات

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين ميگن روابط عمومي

*شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ، به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا

* شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي كنيد به ش كم محلي كنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسكو. به اين مي گن اشتباهِ استراتژيك در بازاريابي.

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ تاكتيكي در بازاريابي.

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه يه دختر ديگه كه قبلا با همين كلمات گولش زده بوديد سروكلش پيدا مي شه و رسواتون ميكنه
به اين ميگن تاثيرسوء سابقه در بازار.

*شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه پاتون ميره روي پوست موز و جلوي طرف ولو مي شيد به اين ميگن ضايع شدگي مفرط يا فقدان ثبات در بازار.

*شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي خواهيد بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ كه يك هو يك دختر زيباتر از اون رو پشت سرش مي بينيد فورا مسير رو عوض مي كنيد و به سمت دختر جديد مي ريد.
به اين ميگن چشم چراني، نه ببخشيد تحليل لحظه به لحظه بازار
.

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ اونهم با شعف خاصي برمي گرده و لبخند مي زنه ، شما كه باديدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پي برديد سرخ و سفيد شده و مجبوريد براي رهايي آسمون ريسمون ببافيدبه اين ميگن بدبياري يا خطاي بازار

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين كه جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ به مادرتون مي گيد كه با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.

* شما در يك مهماني ، يك دخترِ بسيار زيبا رو مي بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي كنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي كنيد. به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!

* شما در يك مهماني ، دخترِهاي بسيار زيبايِ فراواني رو مي بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان مي شيد كه جلو كدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن بعد ما مي تونيم با هم بيش از دوبچه داشته باشيم»؛ به اين ميگن فقدان استراتژي در بازار

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 21:26  توسط مهرداد  | 

آسان ترین راه آشنایی ، یک سلام است ، ولی گرم و صمیمی .

- آسان ترین راه قدردانی ، یک تشکر ساده است ، ولی خالص و صمیمانه .

- آسان ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .

- آسان ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .

- آسان ترین راه مبارزه با مشکلات ، روبرو شدن با آنهاست نه فرار .

- آسان ترین برد ، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .

- آسان ترین راه خوب زیستن ، ساده زیستن است .

- آسان ترین راه دوری از گناه ، آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .

- آسان ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریا ترین آن است .

- آسان ترین راه بودن ، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .

- آسان ترین راه راحت بودن ، آن است که خودت را همانطور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .

و بالاخره

- آسان ترین راه خوشبخت زیستن ، آن است که همان طور که برا خودت ارزش قایلی ، برای دیگران نیز ارزش قایل شوی بدون توجه به موقعیت طرف مقابل .

حالا کمی مکث کنید و ببینید که

به همین راحتی می توانیدآسان و ساده

روزگار را به خوشی سپری کنید

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 22:40  توسط مهرداد  | 

دست هايي كه ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند كه
دانه هاي تسبيح را مي گردانند.

.................

آموخته ام ... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم

دعا كنم.

..................

در بین تمامی مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده زیرا همه فکر می‌کنند به اندازه کافی عاقلند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:14  توسط مهرداد  | 

 

شنیدم آدمی را که می گفت  لعنت خدا بر شیطان.

اندکی تامل کردم و دلیلش را نیافتم.

دیدم حقیری دست به گریبان حقیری دیگر شد.

باز شنیدم  لعنت خدا بر شیطان.

اندکی تامل کردم و دلیلش را نیافتم.

دیدم فردی را که می خواست به دوستش نارو بزند اما گفت ...

لعنت خدا بر شیطان.

اندکی تامل کردم و دلیلش را نیافتم.

دیدم دو دوست را که چگونه همدیگر را نابود می کردند اما فردی گفت...

لعنت خدا بر شیطان.

اندکی تامل کردم و دلیلش را نیافتم.

هر کجا قدم می نهادم می شنیدم...

لعنت خدا بر شیطان.

اندکی تامل می کردم و دلیلش را نمی یافتم.

با خود فکر کردم که شیطان کجاست؟

چه کرده است؟

چرا همه و همه کس می گویند لعنت بر او؟

پس باید بسیار پلید و حقیر باشد.

پس چرا گذرم به هر کجا که می افتاد شیطان را نمی دیدم؟

آیا شیطان آن آدمیان ناچیز بودند؟

اگر شیطان آنگونه باشد پس همه ما آدمیان نیز شیطانیم.

همه یک شکل و از یک نوعیم.

اما نه. می دانم که ما آدمی هستیم و شیطان نیستیم.

پس شیطان کیست؟

آدمی به من گفت: فرزندم, شیطان موجودیست که سبب این همه ناهنجاریست.او بسیار پلید است.همه را گمراه می کند.

اندکی تامل کردم و سپس بدو گفتم:

پس لعنت بر تو.

با تعجب خواستار دلیلش شد.

- چون تو به وظایفی که داری و خدا بر تو نهاده عمل می کنی.

-چرا نمی گویی لعنت بر ازرايیل؟

او که جانی را می گیرد و همگان را در حسرت عزیزی می گزارد که دوستش دارند!!!

اگر شیطان گمراهی می کند, وظیفه اش این است.

وظیفه ای که خداوند بر عهده او گذاشته.

اگر من دوست داشته باشم که حقی را ناحق کنم , ضعیفی را بکشم , یعنی شیطان کرده است؟

اعمال خود را بر گردن شیطان اندازم؟

پس همگان به بهشت ملکوت خواهیم رفت؟

چون شیطان همه آن کارها را کرده است و ما نکردیم؟

جهنم از آن کیست؟

اندکی فکر کرد و سپس با صدایی رسا گفت....

لعنت بر نفس پلید آدمی.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 21:0  توسط مهرداد  | 

» نویسنده ای آنقدر خودش را سانسور کرد تا دیگر اثری از او باقی نماند

» مغز زبان باز ، کنترلی بر زبان او ندارد

» فرق گدا با فقیر در این است که فقیر هنوز گدا نشده است

» چشمها همه چیز را می بینند ، جز خودشان را .

» چشم دل چشمها را شرمنده می کند.

» در فکری افتادم که هیچ فکری نتوانست بیرونم بیاورد

» " ملک الموت " اولین آشنا در فصل دوم زندگی است .

»  نمی دانم چرا بعضی افراد با داشتن دو تا چشم همه چیز را یکی میبینند

» زنبور عسل با دیدن این همه عسل تقلبی انگشت به دهان مانده است

» برای اینکه سریعتر فکر کنم به مغزم روغن می زنم

» از همه چیز سیر شدم به جز صبحانه ، ناهار و شام

» وقتی می خواهم حرف پنهانی بزنم گوشهایم را می گیرم

» برای اینکه حرفهای بزرگی بزنم دهانم را زیر میکروسکوپ می گذارم

» هر لقمه ای که قورت می دهم معده ام فریاد می زند : « خوش آمدی »

» آدم دو رو همیشه یک رویش را قایم می کند

» جنس بد ، جنس خوب شدنی نیست !

» توقف طولانی در سالنهای غذاخوری بین راهی فرصت را از مسافر جاده کمال می گیرد

» تعادل هم آبروی افراط را حفظ می کند هم تفریط را

» مشغله تنبل بیکار بیشتر از آن است که بخواهد به کارکردن بیندیشد

» تو فکری افتادم که هیچ فکری نتوانست بیرونم بیاره

» بعضی چنان کم فروشی می کنند که براحتی می توان محصولشان را دانه به دانه شمرد

» از روزی که گوشت ماهی خورده ام ، موج روی دلم سنگینی می کند

» گاهی وقتها برای خواندن یک مجله دو تا عینک می زنم

» ماهی چشمم در اشکهایم شنا می کند!

» چای تلخم را با طنز های عبید زاکانی شیرین می کنم

» خروس برای گفتن قوقولی ... قوقو از صاحبخانه اجازه نمی گیرد

» ماه به کرم شبتاب حسودی می کند

» جای پاش از قدش بزرگتر است!

» کمتر معده ای تحمل هضم غصه را دارد

» اندیشه مثبت ، فرزند خلف ذهن آدمی است

» وقتی حس نوشتنم گل می کند، قلمم روی کاغذ گل می کند!

» آینده ام آن قدر روشن است که تاریکی هایش را می بینم

» گرانی آن قدر بیداد می کند که صدای پای ارزان فروش را نمی شنوم

» دلگیرترین پائیز پائیزی است که در آن برگهای درختان زرد نشده بریزد

» آن قدر تپش قلبم زیاد است که مرکز لرزه نگاری را به اشتباه انداخته ام !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 21:52  توسط مهرداد  | 

آیا میدانستید که حس بویایی خرس تقریباً صد برابر قوی تر از حس بویایی انسان است

آیا میدانستید که عریض ترین آبشار جهان خن در لائوس است عرضی تقریباً یازده کیلو متر و ارتفاعی بین پانزده تا بیست و یک متر دارد ؟

آیا میدانستید 105 سال پیش گروه های خونی انسان کشف، قبل از آن صد ها هزار نفر بخاطر تزریق خون از گروپهای متفاوت جان خود را از دست دادند ؟

آیا میدانستید بدن انسان قادر است در ظرف یک ساعت دو لیتر عرق تولد کند ؟

آیا میدانستید با چشم غیر مجهز به دوربین و یا تلسکوب شش هزار ستاره را در آسمان مشاهده کرد ؟

آیا میدانستید که کشور تایوان از نظر موقیعت جغرافیائی در خطرناکترین نقطعه جهان قرار دارد .منظور از نظر حوادث طبعی می باشد ـ

آیا میدانستید در جهان فقط هفت هزار ببر وجود دارد ؟

آیا میدانستید نیکوتین سگرت به سرعت جذب خون می شود و در مدت سی ثانیه به مغز میرسد و بالای ساولهای عصبی اثر میگذارد ؟

آیا میدانستید در هر ثانیه خورشید 540 ملیون تن هیدروژن را به 495 ملیون تن هلیوم تبدیل میکند و در این فرایند 45 ملیون تن ماده به انرژی تبدیل میشود ؟

آیا میدانستید تشکیل و تولد سیاره ای مشابه زمین حداقل به سه ملیون سال نیاز دارد ؟

آیا میدانستید برای فرار از جاذبه زمین به سرعت یازده کلیومتر در ثانیه نیاز است ؟

آیا میدانستید در یک ثانیه بیش از 5000 بلیون بلیون الکترون به صفحه تلویزیون برخورد میکند و تصاویری که شما مشاعده میکند بوجود می آورد ؟

آیا میدانستید که گرمترین نقطعه زمین دالول اتیوپی است ؟ در این منطقه در یک روز عادی گرمی هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت میرسد ؟

آیا میدانستید فشار در مرکز خورشید تقریباٌ 700 ملیون تن بر شش و نیم سانتی متر مربع است ؟

آیا میدانستید که ظروف پلاستیکی پنجاه هزار سال در برار تجزیه و فرسودگی مقاوم اند ؟

آیا میدانستید که قد انسان تا 20 الی 25 سالگی و گاهی هم تا سن 40 سالگی بلند میشود و از 40 سالگی به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش ملی متر کوتاه می شود ؟

آیا میدانستید ده کشور پهناور جهان شامل روسیه،کانادا، چین، امریکا، برازیل، هند آرژانتین، قزاقستان و سودان می باشند؟

آیا میدانستید که زخمهای سوسمار چرک نمی کند زیرا خون آنها دارای ماده است که از چرک کردن زخمها جلوگیری میکند ؟

آیا میدانستید که در بدن هر ثانیه تقریباً سه ملیون گلبول خون میمیرد ولی خوشبختانه در همان ثانیه سه ملیون گلبول سرخ در بدن ساخته می شود ؟

آیا میدانستید که آب گرم زودتر از آب سرد یخ میزند ؟

آیا میدانستید که چک قبل از پول وجود داشت ؟

آیا میدانستید که از یک درخت معمولی می توان پنجصد تا یکهزار کیلو کاغذ تولید کرد ؟

آیا میدانستید که آهن فلزی است که بیشتر از دیگر فلزات در جهان مصرف دارد ؟

آیا میدانستید که رازی غیر از کاشف الکول گورد را هم کشف کرد ؟

آیا میدانستید که مگس و پشه بالای برگهای گل آفتاب پرست نمی نشیند بلکه با سوختاندن برگهای اش نه تنها حشرات بلکه موش و بقه هم فرار میکنند؟

آیا میدانستید که مغز بیشتر انرژی را در بدن مصرف میکنند به همین دلیل هم از سایر نقاط بدن گرمتر است ؟

آیا میدانستید که از جمله 195 کشور جهان ، در 117 کشور مجازات اعدام اجرا نمی شود ؟

آیا میدانستید که انجیر خشک کرده شش برار انجیر تازه مقوی تر است ؟

آیا میدانستید که سالانه 86 ملیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود ؟

آیا میدانستید که در جهان بیش از سه هزار نوع نعناع یافت می شود ؟

آیا میدانستید اطفالی که از مادر سیگاری تولد میشوند 250 گرم کمتر از دیگران وزن دارند و قد شان هم کوتاه تر است ؟

آیا میدانستید که با پیشرفت جهان هنوز برای دانشمندان و محققان ساختن عسل کشف نشده است ؟

آیا میدانستید که 90%مردم در نیمکره شمالی زندگی میکنند؟

آیا میدانستید که درخت خرما نر هرگز بار نمی آورد ؟

آیا میدانستید که پروتین تخم مرغ بیشتر از شیر و گوشت است ؟

آیا میدانستید که اولین عکس دنیا توسط ژوزف نسیفورنی نیپس افسر متقاعد فرانسوی در سال 1827 از املاک شخصی خویش به ثبت رسانید ؟

آیا میدانستید که سرکه قدیمیترین تیزابی است که توسط مصریان در حدود سه هزار سال قبل کشف و شناخته شد ؟

آیا میدانستید که اشعه اکس از بلور الماس رد نمی شود و منعکس میگردد از این طریق میتوان به شناختن الماس واقعی پی برد ؟

آیا میدانستید که آب یکی از چند ماده ء است که در حالت مایع متراکم تر از حالت جامد است به همین دلیل یخ بالای آب شناور است ؟

آیا میدانستید که محققان نوع بکتریا کوچکی را کشف کردن در گرده بعضی اشخاص موجود است و باعث تولد سنگ گرده می شود ؟

آيا ميدانستي که هر چشم مگس داراي 10 هزار عدسي ميباشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:6  توسط مهرداد  | 

آیا میدانستید که نزدیکترین ستاره به ما یکسال نوری فاصله دارد ـ

آیا میدانستید که انسان برای اولین بار در سال 1783 م بود که پرواز را تجربه کرد و توانست هشت کیلو متر با بالن پرواز کند ـ

آیا میدانستید که یکصدو پنجاه ملیون سال پیش امریکایی جنوبی از افریقایی جنوبی از نظر جغرافیایی جدا شده است ـ

آیا میدانستید که در سال 2035 م جمیعت هند از جمیعت چین بیشتر خواهد شد و در سال 2050 م جمیعت هند به بیش از یک ملیارد ششصد ملیون نفر خواهد رسید

آیا میدانستید که جمیعت جهان تا پنجاه سال آینده از مرز نه میلیارد نفر خواهد گذشت ـ

آیا میدانستید که که گرمترین سیاره منظومه شمسی زهره می باشد این سیاره درجه حرارت تقریباً ثابتی دارد که برابر با 462 سانتی گراد می باشد ـ

آیا میدانستید که عمر خورشید پنج ملیون سال می باشد ـ

آیا میدانستید که عمر کهکشان راه شیری ده ملیارد سال می باشد ـ

آیا میدانستید که نقره صد ها بار بیش از سایر مواد ضد عفونی قوی تر است و ششصدو پنجاه نوع مکروب را از بین می برد ـ

آیا میدانستید که فیل بالغ روزانه 220 کیلو گرام غذا و 200 لیتر آب مصرف میکند ـ

آیا میدانستید که مساحت کره زمین 515 ملیون کیلو متر است ـ

آیا میدانستید که کهکشان راه شیری اضافه تر از صد ملیون ستاره دارد ـ

آیا میدانستید که حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است ـ

آیا میدانستید که تنها غذائی که خراب نمی شود عسل است ـ

آیا میدانستید که پلکک زدن زنان دو برار پللک زدن مردان است ـ

آیا میدانستید که قدیمترین بنا در شمال توکیو است پنجصد هزار سال قدمت دارد ـ

آیا میدانستید که حلزون می تواند تا سه سال بخوابد ـ

آیا میدانستید که روزانه 14000 نفر به بیماری ایدز مبتلا می شوند ـ

آیا میدانستید که زمانیکه عطسه میکنید قلب شما به اندازه یک میلیونم ثانیه ایستاد میشود ـ

آیا میدانستید که خوک به لحاظ فیزیک بدن قادر به دیدن اسمان نیستند ـ

آیا میدانستید که مقاوم تریم ماهیچه در بدن زبان است ـ

آیا میدانستید که لایه پوستی که آرنج دست را پوشیده هر ده روز یکبار عوض میشود ـ

آیا میدانستید که در هر قطره آب 3300 ملیون اتم وجود دارد ـ

آیا میدانستید که تجربه نشان داده ست که مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگـــذارد ـ

آیا میدانستید که مورچه کارگر تا پنج سال و مورچه ملکه تا بیست و پنج سال عمر میکند ـ

آیا میدانستید که زنبور عسل دو معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا ـ

آیا میدانستید که مورچه نسبت به بدن اش بزرگترین مغز را دارد ـ

آیا میدانستید که موش های صحرایی چنان تکثیر پیدا میکند که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک ملیون فرزند داشته باشند ـ

آیا میدانستید که جنین انسان بعد از هفده هفته می تواند خواب هم ببیند ـ

آیا میدانستید که گربه و سگ پنج نوع گروپ خون دارند در حالیکه انسان چهار نوع گروپ خون داد ـ

آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری رنگ می بیند ـ

آیا میدانستید که 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد ـ

آیا میدانستید که که اولین پسته در جهان در سال 1840 م در انگلستان به چاپ رسید ـ

آیا میدانستید که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند تا سرعت 200 کیلو متر در ساعت پرواز کند ت

آیا میدانستید که در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال میشود در آن باران نباریده ـ

آیا میدانید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی استند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را ببینند ـ

آیا میدانستید که میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند برای تولید برق مورد نیاز تمام کشور های جهان برای مدت یک ملیون سال کافی است ـ

آیا میدانستید که دریای در کمبوج است که شش ماه از شمال به جنوب و شش ماه دیگر از جنوب به شما آب در آن جریان دارد ـ

آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ـ

آیا میدانستید که شبکه چشم انسان 135 ملیون سلول احساس دارد که مسسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارند ـ

آیا میدانستید که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ـ

آیا میدانستید که تنها موجود ایکه میتواند به پشت بخوابد انسان است ـ

آیا میدانستید که چشم سالم انسان میتواند ده ملیون رنگ مختلف را ببیند و از هم دیگر جدا نماید ـ

آیا میدانستید که همه نوزادان میگو نر متولد میشوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل میشوند ـ

آیا میدانستید که تعداد افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی استند که در اثر مار گزدگی میمیرند ـ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 22:40  توسط مهرداد  | 

هر روز ؛ یه لبخند به آینه هدیه بده....میبینی؟ در جواب ؛ لبخند تحویل میگیری... حالا همین رو روی دوستانت امتحان کن ...نتیجه یکیه...


تست هوش
زنی در مراسم ختم مادر خود، مردی را دید که قبلاً او را نمی شناخت. با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است و با خود گفت او همان مرد رؤیایی من است و در همان جا عاشق او شد! اما از او تقاضای شماره نکرد و دیگر آن مرد را ندید ... چند روز بعد آن زن خواهر خود را کشت!

به نظر شما انگیزه?ی او از قتل خواهر خود چه بوده است؟

چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب?های خود را یادداشت کنید. بعد برای یافتن پاسخ صحیح به پايين صفحه مراجعه نمایید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
و اما پاسخ:

آن زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید آن مرد را دوباره ببنید!!

------------------

چند تا سوال بی ربط اما بی جواب؟


چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟ حرف آخر

اکنون زندگی کمی تیره وتار می نماید
اما دیری نمی گذرد که همه چیز بهتر خواهد شد
فراموش نکن
تا باران نباشد، رنگین کمان نیست
تا تلخی نباشد، شیرینی نیست
و گاه همین دشواری هاست
که از ما انسانی نیرومندتر و شایسته تر می سازد
خواهی دید
آری خورشید بار دیگر درخشیدن آغاز می کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:53  توسط مهرداد  | 

يادم باشد هر گاه ارزش زندگي از يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني که به سوي قربانگاه

مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم ...

...

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود 

...

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم 

...

يادم باشد سنگ خيلي تنهاست، بايد با او هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،

...

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام نه براي تکرار اشتباهات گذشته !

...

يادم باشد : حرفي نزنم که دلي بلرزد و خطي ننويسم که کسي را آزار دهد 

...

يادم باشد : جواب کينه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگي را با کمتر از صداقت ندهم 

...

يادم باشد : بايد در برابر فرياد ها سکوت کنم و براي سياهي ها نور بپاشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:52  توسط مهرداد  | 

گفتمش دل می خری پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود بازآمدم از کنارم رفته بود...

-----

گفتمش بي تو چه مي بايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد .. گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد .. وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد .. يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد ..!!

-----

گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم منت عشق از نگاه پرشرابت می کشم ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم 

-----

در پلکهای چشمانت لانه کردم ، پلک نزن خانه خرابم می کنی !!

-----

گفتمش نقاش را نقاشی بکش از زندگی ، با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:51  توسط مهرداد  | 

فراموش نکن برا ی تحقق آرزوهات تا ابد به تو وقت ندادند تو فقط یک بار زندگی می کنی .....فقط یک بار و زندگی به سرعت باد میگذره یادت باشه که تو زندگی نمی کنی که اون رو به پایان برسونی . به رویاهات سخت بچسب ممکنه موقتا کوتاه بیایی اما هرگز تسلیم نشو چون وقتی به آن سوی حیات بری ازت نمی پرسند چه برنامه هایی در سر داشتی می پرسندچه کرده ای؟

یادت باشه تو اینجا نیامدی که رنج بکشی

وقتی که نتوانی مالک اشکهات باشی خودت رو گم می کنی مردم خود پرستند اونها در دنیای خودشون پیچیده اند به رنج تو توجهی نمی کنند وپیروزی ات رو جشن نمی گیرند پس تو به خودت نگیر

غم و غصه زمان نمی شناسه پیری و جوونی نمی شناسه و می تونه همه ی زندگی تو رو ببلعه ما همه انسانیم نا امید میشیم دلتنگ میشیم شکست می خوریم ولی نحوه ی برخوردمون با این احساساته که زندگی هر کدوم از ما رو شکل میده

یادت باشه تو در پناه خدایی و خدا هیچ وقت دیر نمی کنه.... خدایا.... گرچه دلتنگم. امااراده ای استوار دارم برای رسیدن به تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:51  توسط مهرداد  | 

ازسنگهايي که درسرراهتان هست براي ساختن پلکان استفاده کنيد

...................

از ميان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها کسانی با خود چتر می برند که به کار خود ايمان دارند

................

همیشه عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ....
..................

حقيقت انسان به آنچه اظهار مي کند نيست ،بلکه حقيقت او نهفته درآن چيزي است که از اظهار آن عاجز است ،بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به نا گفته هايش گوش بسپار

....................

سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها هیچوقت نمیتوانند مثل رودخانه جاری باشند

............ ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:49  توسط مهرداد  | 

به هم می رسیم 3 نفر میشیم . من و تو و شادی . از هم دور میشیم 4 نفر میشیم . من ، تنهایی ، غم ، خاطره . ************ ********* ******* 

بهترین مترجم کیست که سکوت را ترجمه کند؟ ************ ********* ******* 

منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صریح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا. ************ ********* ******* 

اگر منو تو دو برگ بوديم... هنگام خزان ... زودتر از تو ميشكستم و مي افتادم... تا زماني كه تو مي ا فتي... در آ غوشت گيرم ************ ********* ******* 

نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدامي کنی. ************ ********* ******* 

وفای بی وفایان کرده پیرم ، برم یار وفاداری بگیرم ، اگر یار وفاداری نگیرم ، سر قبر وفاداران بمیرم. ************ ********* ******* 

جاده عشق تا اطلاع ثانوي ليز و لغزنده مي باشد از عاشقاني كه قصد سفر در اين جاده را دارند خود را به زنجير محبت و صميميت مجهز كنند. ************ ********* ******* 

تو+عشق=زندگی

زندگی+تو=ارامش

من-تو=دیوونگی

عشق+دیوونگی=تو

زندگی-تو=مرگ ************ ********* ******* 

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد. - روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست... ************ ********* ******* 

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود. ************ ********* ******* 

پلکهای مرطوب مرا باور کن، این باران نیست که می بارد، صدای خسته ی من است
که از چشمانم بیرون می ریزد ************ ********* ******* 

اغلب افراد خوشحالی را در چیزی بیرون از خود جستجو می کنند اینان کاملا در اشتباهند. خوشحالی چیزی است که در خودت وجود دارد و از طرز فکرت ناشی می شود. ************ ********* ******* 

وقتی مبتلا به درد جسمانی می شوی، یا می توانی برای رنج کشیدن آماده شوی، یا برای بهبود یافتن. ************ ********* ******* 

يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:48  توسط مهرداد  | 

از بهشت که بيرون آمد دارايی اش فقط يک سيب بود.
سيبی که به وسوسه آن را چيده بود.
و مکافات اين وسوسه هبوط بود.
فرشته ها گفتند : « تو بی بهشت می ميری ، زمين جای تو نيست. زمين همه ظلم است و فساد. »
و انسان گفت : « اما من به خود ظلم کرده ام . زمين تاوان ظلم من است. اگر خدا چنين می خواهد ، پس زمين از بهشت بهتر است. »
خدا گفت : « برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند ، از زمين می گذرد ، از زمينی که آکنده از شر و خير ، از حق و باطل ، از خطا و صواب ؛ و اگر خير و حق و صواب پيروز شد ، تو باز خواهی گشت ؛ وگر نه ....... »
و فرشته ها همه گريستند.
اما انسان نرفت . انسان نمی توانست برود . انسان بر درگاه بهشت وا مانده بود. می ترسيد و مردد بود.
و آن وقت خدا چيزی به انسان داد . چيزی که هستی را مبهوت کرد و کاينات را به غبطه وا داشت.
انسان دست هايش را گشود و خدا به او « اختيار » داد.
خدا گفت :« حال انتخاب کن . زيرا که تو برای انتخاب کردن آفريده شده ای. برو و بهترين را برگزين که بهشت پاداش به گزيدن توست. عقل و دل و هزاران پيامبر نيز با تو خواهد آمد تا تو بهترين را برگزينی. »

و انگاه انسان زمين را انتخاب کرد . رنج و نبرد و صبوری را ...

و اين آ غاز انسان بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 21:45  توسط مهرداد  | 

پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست.. هر وقت با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر يك پازل جديد براش ساختي هنر كردي

یک سوال نسبتا احمقانه

چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون ضعیف مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟
چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟

.................

زندگي آنچه که زيسته ايم نيست بلکه خاطراتي است که از گذشته داريم .گابريل گارسيا مارکز

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 8:0  توسط مهرداد  | 

خوشبختی حق من و تو ست.خواستن حق ماست .اینکه بخواهیم اینگونه باشیم یا نباشیم
هیچ کس حق ندارد تو را به آنچه که نمیخواهی وا دارد.حتی خودت
.
میفهمی؟

.
آدمهایی که به من کتاب یا سی دی یا آهنگی خاص میدهند را بسیار دوست دارم
.
بسیار

.
همیشه معتقدم اگر اندکی صبر میکردم همه چیز بهتر میشد.بی صبری بزرگترین نقطه ضعف من است.که هیچ راه حلی برایش پیدا نکرده ام.صبر ایوب بود یا نوح؟
تنها یک درصد از آن صبر برای جلوگیری از خطاهای پی در پی من کافی است.
.
دوگانگی شخصیت درد بی علاجی است که این روزها گرفتارش شده ام
.
بد دردی است بد
.تنهایی, یعنی بری جایی و وقتی رسیدی
کسی نباشه که بهش زنگ بزنی بگی من رسیدم !

......................

.......................

 

مِن بعد یادت باشد
پای حرف هربشری منشین
با هرکسی معاشرت مکن
به هر نوایی گوش مده

و

هر مطلبی را مخوان
.
پاک کردن بعضی چیزها از ذهن ؛

بهای سختی دارد
سخت!

یک جای خالی با هیچ چیز پر نمیشود
حتی با کتاب, فیلم, موسیقی, سفر, دوست, درس, گردش, دانشگاه, فستیوال, خرید
...
همیشه یک گوشه نشسته است و خـــالی بودنش را به رخ میکشد با هزار ماتم
.
جای خالی, جای خالی است

تنها در حالتی پر میشود که فاعل گمشده آن جای خالی برگردد و سر جای خود بنشیند
.
جای خالی طعم تلخی دارد. تلخ تر از شربت های سرماخوردگی زمان کودکی .

.......................

......................

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:58  توسط مهرداد  | 

يکي ناز مي کنه يکي محبت مي کنه .. . . .
اوني که ناز ميکنه هميشه محبت مي بينه
اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست 

*********

ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟
تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم 

*********

اگه دوتابودي جاي دوتا چشام ميزاشتمت.
اماحالاکه يکي هستي
!!!
جاي قلبم ميزارمت 

**********

ميگن لبخندربطي به مرگ نداره ولي تو بخندتا من برات بميرم...

**********

تازه فهميدم که قلب هيچ کس تودنيابراي من نميتپد
حتي قلب خودم
.
چون اون هم براي تو مي تپه 

**********

ميدوني بعضي شبا چرا زود صبح ميشه؟
چون خورشيد هم دلش برات تنگ ميشه.

**********

آلبرت انيشتن،زکرياي رازي،ايساک نيوتون،لويي پاستور
بيل گيتس،مــن وديگرانديشمندان بزرگ جهان،
اوقات خوشي را براي شما ارزو منديم.

***********

اگر نميتواني بالا بري پس سيب باش تا با افتادنت انديشه اي بالا رود 

**********

عشق مانند جنگ است......آسان شروع مي شود.......سخت پايان مي يابد.........و فراموش کردنش محال است.

**********

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را هيچوقت نمي بينند.
چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف ويليام شکسپير
بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده 

**********

مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني 

***********

اگه پسرا نبودن كي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن كي خونه رو مي كرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه کي استاد رو ضايع مي كرد؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن كي تو كلاس مي رفت گچ مي اورد؟ اگه پسرا نبودن كي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟

اگه پسرا نبودن كي نمره هاش هميشه تك بود؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:57  توسط مهرداد  | 

 

آيا ميدانستي که اردني ها چاقترين مردمان دنيا را دارند، بهتر از اين را هم بدانيد که هفتاد و پنج درصد از خانومها و شصت درصد آقايون اردني چاق هستند؟

آيا ميدانستي که اولين مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند؟

آيا ميدانستي 50 درصد جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده است؟

آيا ميدانستي که مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند؟

آيا ميدانستي که آدولف هيتلر گياهخوار بوده است؟

آيا ميدانستي که از 294 کشور جهان، صد و بيست کشور آن مجازات اعدام را ندارند؟

آيا ميدانستي که كانگوروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند؟

آيا ميدانستي بزرگترين مجسمه بودا در چين قرار دارد که بلندای آن چهارصد و شانزده متر و پهنای آن شصت و هشت متر ميباشد.

آيا ميدانستي در برج ايفيل دو ميليون و نيم پيچ به کار رفته است؟

آيا ميدانستي که پياز بعلت داشتن انسولين گياهي و اينولين برای مبتلايان به مرض قند مفيد بوده و قند خون را پايين مياورد؟

آيا ميدانستي که اصلاح صورت را اسکندر مقدوني مد کرد؟ بطوری که هرگز اصلاح نکرده به ميدان جنگ نمي رفت؟

آيا ميدانستي که قويترين زلزله ايي که تا بحال در جهان رخ داده و به ثبت رسيده است در سال 1960 در اقيانوس آرام نزديک کشور شيلي رخ داد که قدرت آن نه و نيم ريشتر بود که فقط سه هزار نفر جان خود را از دست دادند؟

آيا ميدانستي لباس قرمز و سفيد بابا نوئل از شرکت کوکاکولا به يادگار مانده است، سال 1931 ميلادی شرکت کوکاکولا برای تبليغات خود از اين رنگها در لباس بابا نوئل استفاده کرد؟

آيا ميدانستي زالو دارای يازده معده و سه دهان ميباشد و هر دهان داری صد عدد دندان ميباشد، جالب است اين را هم بدانيد که يک وعده خون مکيدن ميتواند زالو را يک سال زنده نگه دارد؟

آيا ميدانستي دقت بزرگترين تلسکوپي که در حال ساخت است ، پنج هزار ميليــــــــــــارد برابر از چشم معمولي قويتر است، جالب است بدانيد که با اين تلسکوپ ميشود فاصله ای به مسافت سيزده ميليارد سال نوری را مشاهده کرد؟

آيا ميدانستي که پژوهشگران مدعي هستند كه نوشيدن قهوه در طولاني مدت در فشار خون خانم‌ها تعادل ايجاد مي‌كند در حالي كه نوشيدن كوكاكولا باعث ايجاد فشار خون‌مي‌شود؟

آيا ميدانستي که زبان انگليسي دارای بيشترين کلمه ميباشد، تعداد کلمات در زبان انگليسي بيشتر از نيم ميليون واژه ميباشد؟

آيا ميدانستي که زرتشت يعني ستاره زرين؟

آيا ميدانستي قطر شاهرگ گردن شش ميليمتر ميباشد؟

آيا ميدانستي که پژوهشگران مدعي هستند که با برداشتن تخمدانها توسط عمل جراحي عمر بيمار بطور متوسط هشت سال کمتر ميشود؟

آيا ميدانستي که اسکنر 48 سال پيش اختراع شده است؟

آيا ميدانستي که حدود 100 سال پيش پزشکان آمريکايي بر اين عقيده بودند، زناني که خيلي باهوش هستند باردار نمي شوند؟؟

آيا ميدانستي که سطح آب درياها در عرض صد سال اخير ده تا بيست سانتيمتر بالا آمده و جالب اينجاست که سه سانتيمترش در عرض اين ده سال آخر بوده است، بد نيست اين را هم بدانيد که طبق برآوردی که دانشمندان کردند شهرهايي چون کلکته، لندن، نيويورک و بخش زيادی از بنگلادش در عرض صد سال آينده زير آب خواهند رفت؟

آيا ميدانستي که مرواريد درون سركه ذوب ميگردد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:55  توسط مهرداد  | 

۱-سعي كنيد هر از چند گاهي در زندگي خود تغييراتي هر چند جزئي ايجاد كنيد.

۲- بي كاري و فقدان فعاليت يك عامل مهم در ايجاد بي حوصلگي ست. دست به كار شويد با نشستن و به نقطه اي خيره شدن چيزي عوض نميشود. برخيزيد و به كاري مشغول شويد.

۳- حس پوچي و اين باور كه زندگي، شغل و فعاليتهاي شما بي معني ميباشند ميتواند شما را تا مرز خود كشي پيش برد. شما نبايد زندگي خود را يك دايره بي پايان و هدف بدانيد. اين وظيفه خود شماست كه به زندگي خود معنا بخشيد.

۴-هر روز يك چيز جديد ياد بگيريد و به علم خود بيفزاييد.

۵- خود را به چالش بكشانيد. به فعاليتي دست بزنيد كه در شما استرس ملايمي ايجاد ميكند. مانند برد و باخت (در بازي، ورزش) و يا پذيرش ايده هاي جديد.

۶- به ياد داشته باشيد كه هيچ چيز كسالت بار و خسته كننده نيست بلكه اين ذهن بي حوصله شماست كه همه چيز را كسل كننده ميبيند. بي حوصلگي يك امر نسبي و درونيست. افكار خود را تغيير دهيد تا احساسات شما نيز تغيير يابند.

۷-حس كنجكاوي خود را بر انگيزيد.نسبت به پيرامون خون بي تفاوت نباشيد.سعي كنيد از همه چيز سر در بياوريد.البته به غير از مسائل شخصي ديگران.

۸- خيالپردازي كنيد. خيالپردازي بيش از حد سبب دور افتادن شما از واقعيتها و حقايق ميگردد اما از تخيل خود ميتوانيد در رفع بي حوصلگي كمك بگيريد. خيالپردازي كنيد و به آرزوهاي خود دست يابيد.

۹- تكرار فعاليتهاي روزمره و يا از روي عادت بسيار خسته كننده است. بنابراين ديگر ايده ها، گزينه ها واحتمالات را هم انتخاب كنيد. مثلا هر روز براي صبحانه چاي شيرين نخوريد، يك روز هم قهوه و يا شير بخوريد و يا هر روز سر يك ساعت فعاليت خاصي را انجام ندهيد. هراز گاهي طرز لباس پوشيدن و يا مدل موي خود را تغيير دهيد .

۱۰- هر بار سر قرار ملاقات يك دست لباس مشابه به تن نكنيد. و يا در كافي شاپ فقط ميلك شيك سفارش ندهيد. با يك هديه بدون مناسبت طرف مقابل خود را غافلگير كنيد.

۱۱- با حسرت به دختران ديگر نگاه نكنيد مطمئن باشيد مردان بسياري نيز هستند كه با حسرت به دوست دختر كنار شما نگاه ميكنند و آرزوي داشتن وي را دارند.

۱۲- تكراري نباشيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:54  توسط مهرداد  | 

 

************ ***

خواهم تورا مهمان کنم 

درگوشه اي ازقلب خويش.

اياقبولش ميکني ؟ 

اين قلب ويرانه را؟؟؟ 

************ ***

بياييدکمترخطوط قلبمان را اشغال کنيم. شايد خداپشت خط باشد.

************ ***

هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند،

اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند.

به شانه ام زديکه تنهاييم راتکانده باشي!!!

به چه دلخوش کنم؟؟ 

تکاندن برف ازروي ادم برفي؟؟؟ 

************ ***

براي‌ فرد سالم، دوست‌ داشتن‌ عيب‌هاي‌ ديگري‌ بزرگترين‌ دليل‌ عشق‌ است.

«ميرا اثر کريستوفر فرانک‌»

************ ***

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم 

اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اونو پس بگيري 

قلبم رو مي شکني!

************ ***

زنها هرگز نميگويند ترا دوست دارم 

ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري 

بدان كه درون آنها جاي گرفته اي.

(رو شفوكو)

************ ***

دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن 

************ ***

شل سيلور استاين

حس مي کنم اين درسته، مي‌دانم اين يکي غلطه.

نه معلم، نه واعظ، نه پدر و مادر، نه دوست و نه هيچ آدم عاقلي 

نمي تواند بگويد چه چيز درست است و چه چيز غلط.

تنها به صداي درونت گوش کن!

************ ***

گرامي‌ترين و زيباترين‌ها در جهان،

نه ديده مي‌شوند و نه حتي لمس مي‌شوند،

آنها را تنها در دل بايد لمس کرد.

«هلن کلر»

************ ***

آخرين فحش سال :

وقتي با من حرف مي زني 

دهنتو ببند..

************ ***

عسلم گلم نازم عمرم جونم قشنگم 

نفسم عشقم قربونت بشم دورت بگردم .

اينا رو تمرين ميکني منوکه ديدي بهم بگو 

************ ***

مي دوني CNG مخفف چيه؟ يعني سوخت نداريم جيگر

************ ***

اين اس -ام -اس رو با احساس بخون 

آتش زدي بر خر منم 

آتش زدي بر خرمنم 

واي خرمنم ..واي خرمنم 

واي خر منم ..واي خرمنم 

واي خرمنم.. واي خرمنم 

واي خرمنم ..واي خرمنم 

::

خوب بسه ..ميدونم 

************ ***

آرامش در زندگي بهترين چيزه

************ ***

هر وقت حس کردي همه درها به روت بسته شده و دلت پر از غمه ..

دستات رو تا جايي که ميتوني بلند کن 

آره تا اون جايي که ميتوني از خدا قدرت بخواه 

با تمام وجودت فرياد بزن 

و با تمام توانت 

دو بامبي بزن تو سرت 

************ ***

به نيت 124000 تا پيامبر 

صلوات بفرست و اين اس ام اس رو براي 124000 نفر بفرست 

انشاالله تا اخر اين ماه خبر خوشي از طرف مخابرات بهت مي رسه 

************ ***

خري گم کرده ام با بار کاشي 

اس -ام - اس مي زنم بلکه تو باشي 

************ ***

تو مث خورشيد هستي ..

ميدوني چرا؟؟ 

چون با همون نگاه اول دوزاريم افتاد که از پشت کوه اومدي 

************ ***

تقويم تاريخ 

پـيدايش اولين عشق 

آدم به حوا: آيا فقط من رو دوست داري ؟؟ 

حوا به آدم:آخه .آي-کيو مگه چاره ديگه اي هم دارم ؟؟ 

************ ***


درون تو صدايي هست که تمام روز در وجود تو زمزمه مي کند؛
بيا به آرامش فکر کنيم
به زندگي
به عشق
به زيبايي
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:53  توسط مهرداد  | 

بهترين روش براي گفتن دوست دارم فقط يه لبخنده 

*********

وقتی همه يک نوع مي انديشند،هيچ کس نمي انديشد!!!

*********

سنگ در برکه مي اندازمو مي پندارم با همين سنگ زدن ماه بهم ميريزد،کی به انداختن سنگ پياپی در آب،ماه را ميشود از حافظه ي آب گرفت!

*********

1 نفس ياد خدا،1 سبد خاطر آسوده و شاد،1 بغل شبنم آرامش صبح، 1 هزار آيينه از جنس دعا،همه تقديم تو باد

*********

هميشه دوست داشتم ابر باشم چون اينقدر شهامت داره كه هروقت دلش ميگيره جلو همه گريه ميكنه 

********

صادقانه به لحظه ها دل بستم تا روزی طعم شيرين باتو بودن را احساس کنم به عقربه ها التماس کردم تا تندتر بر روي صفحه ي ساعت بچرخند بلکه روز موعود زودتر فرا رسد و من سرشار از عطر نگاه تو شوم...

******** :هفت بار خویشتنم را حقیر و کوچک پنداشتم

.آن هنگام که ذلت را بر تن می کرد تا بالاتر رود

.و آن هنگام که در برابر اخلاص دیگران پرواز می کرد

.و آن هنگام که از میان دشوار و آسان، آسان را انتخاب کرد

:و آن هنگام که مرتکب گناهی شدم و او برای تسلی خاطر گفت

" دیگران نیز چنین گناهی را انجام می دهند"

و آن هنگام که متوجه سستی و ناتوانی او شدم و اما

.شکیبایی را به قدرت نسبت داد

.و آن هنگام که نقاب زشتی را بر چهره انداخت

و آن هنگام که آواز مدح و ستایش را خواند

. و آن را فضیلت با ارزش پنداشت

از کتاب ماسه و کف

نوشته پائولو کوئیلو

 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:52  توسط مهرداد  | 

از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است.

هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد

انسان همچون رودخانه است . هر چه عميق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...

يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...

يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم.

كاش گناهي كنم كه مجازاتش تبعيد به قلب تو باشد.

باربارا دی آنجلیس : عاشق بودن به همان اندازه طبیعی است که نفس کشیدن و زنده بودن

وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن . براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو . ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه . حالا فهميدي چرا اب دريا شووره؟

خنده بر لب ميزنم تا كس نداند راز من....ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت.

من براي سال ها مينويسم ..

سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند..

افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود......

هميشه يكي بود يكي نبود.

آمده است که به هیچکس ظلم نکنید حتی اگر کافر باشد چون خداوند به یاری مظلوم بر می خیزد.

نه دل در دست محبوبي گرفتار نه سر در کوچه باغي بر سر دار از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟

پياده مي شوم ، دنيا نگهدار ...

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد
به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد
و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشد

دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم
وقتی فالنامه رو باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت
تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست!!

زندگی را دوست دارم نه در قفس . عشق را دوست دارم نه در هوس. تو را دوست میدارم تا آخرین نفس.

بتاب خورشيد من ، تا ميتوانی بتاب بر زمين و آسمان . بدان من در سينه خورشيدی بس عظيم دارم ، بتاب خورشيدم، با تو هستم و با تو جان ميگيرم.

فرياد من از داغ توست ......

بيهوده خاموشم مکن ......

حالا که يادت ميکنم ......

ديگر فراموشم مکن ......

همرنگ دريا کن مرا ......

يکبار معنا کن مرا

باران را دوست نداشت

هميشه باران وقتي مي باريد كه او پر از گريه بود

گريه را دوست نداشت

هميشه هنگامي گريه مي آمد كه دلش شكسته بود

دلش را هم دوست نداشت

هميشه زماني دلش مي شكست كه، او را مي ديد

اما او را دوست داشت و هميشه از او و دلش و گريه مي گذشت

اما از باران نه تمام مشكل همين جا بود او باران را دوست نداشت.

گوشي رو برمي داري و چند وقت يه بار زنگ مي زني چند وقت يه بار به آرزوم به روياها رنگ مي زني بعدش ميگي شايد بايد از همديگه دور بمونيم ميگي بايد سعي بكنيم سخته ولي ما مي تونيم.

دل غمگین منو باز تو کمی آروم می کنی
می شکنه طلسم غم آخه جادوم می کنی

ای که دور از من و یاد منی
با خبر باش که دنیای منی
شادیت شادی من
غصه ات غصه ی من
قلب من خانه تو
خانه ات قبله ی من

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:51  توسط مهرداد  | 

 

پیرمردی در 85 سالگی گذری کوتاه به زندی خود می اندازد و می گوید

:

در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند و گاهی اوقات پدران بسیار خوب می آموزند.

در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام گیرد.

در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز 8 ساعته و پدر را از داشتن یک شب 8 ساعته محروم می سازد.

در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد و جاذبه، قدرت زن است.

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان آن را به ارث ببرد بلکه چیزی است که خود می سازد.

در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم، بلکه در آن است که کاری که انجام می دهیم دوست داشته باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزی است که اتفاق می افتد و 90 درصد واکنشی است که انجام می دهیم.

در 50 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در55 سالگی فهمیدم که کتاب بهترین دوست انسان است و پیری کورکورانه بدترین دشمن وی.

در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد ولی بدون ایثار نمی توان عشق ورزید.

در 70 سالگی آموختم که دوست واقعی کسی است که دستان تو رابگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

در 75 سالگی دانستم که فرو افتادن در مقابل خدا، راه برخاستن است.

در 8 سالگی آموختم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن، بزرگ ترین لذات دنیاست.

و در 85 سالگی پی بردم که همانا زندگی با همه چیزش زیباست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:46  توسط مهرداد  | 

به خودت نگاه کن. فکر کردی اگه کور بودی؟ نمی شنیدی؟ نمی فهمیدی؟
..........

دوست داشتن خدا سخته؟ ترک کردن هوس سخته؟ آره!!!!!! ولی قدم برداشتن دنبال ابلیس راحته!!! چون گناه کردن راحته!! اگه خدا رو دوست داشته باشی اگه بهش اعتماد داشته باشی می فهمی زندگی یعنی چی؟ 

..........

من تا حالا پسری رو ندیدم که تو عشق دروغ نگه! دختری رو ندیدم که تو عشق عاشق باشه! فکر کردی اگه این بچه بازی ها رو ول کنی می تونی تو کنکور رتبه ۱ بگیریُ می تونی مهندس شیُ انیشتین شی نیوتن شی و از اینجور آدما. آدما خودشون به خودشون ظلم میکنن. چه جوری؟

...................

با فکر این که دارن خوبی می کنن ظلم می کنن.

.................

ز دست غیر ننالم که همچو حباب همیشه خانه خراب هوای خویشتنم

...................

به کسی که از همه بیشتر دوسش داری بدی نکن. یعنی به خودت بدی نکن! دروغ می گیم که آب از سرمون رفع شه ولی جا برای دروغ های دیگه باز می شه. دزدی می کنیم که خوشبخت شیم ولی جا برای دزدی های دیگه باز می شه.

.................

به خدا فکر کن و خودتو از بند شیطون نجات بده. اشک بریز و غبار و از تو دلت خالی کن. سکوت کن و بیندیش.

................

خدا تنها کسی است که تو نمی فهمی باهاته. اگه به لبه پرتگاه رسیدی به خدا اعتماد کن . می دونی چرا؟ چون یا بهت پرواز کردن یاد می ده یا تو رو از پشت می گیره.

....................

دنیا حد نهایی شعاع دید آدم کره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:45  توسط مهرداد  | 

متن حكايت بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرائ نوع بستني ، انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگي يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است. لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟ مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد! نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست. اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت ، پونتياك و مشتري بود. -------------------------------------------------------------------------------- شرح حكايت مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم. آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟ يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات بنگاه ماست. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد يا خير
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:44  توسط مهرداد  | 

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند ، پس بی نظیر باش .
The person that you are , is gods gift to you , and the one you will be is your gift to god , so be perfect and excellent
.
بعضی از آدما مثل کوه می مونن ، هر چی بهشون نزدیک تر بشی ، بیشتر به عظمت و بزرگی شون پی می بری
.
Some people are like moan thins , when you get closer to them , you find out their authority more .
همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی ، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی ، چون اولین چیزی که می شکنه دنیای خودته
.
think about living in a glass world , so trying not throw stone to anyone , because the first thing that will be broken is your world .
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم
.
life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:43  توسط مهرداد  | 

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید
• • افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند
• پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر
• كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم
• انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند
• همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد
• تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است
• دشوارترین قدم، همان قدم اول است
• عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید
• آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد
• • وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید
• در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش
• امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست
• برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست
• امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم
• بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید
• آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند
• هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود
• اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید
• صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست
• وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند
• كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد
• كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند
• بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی
• آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید
• اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید
• خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید
• خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد
• درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش
• انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است
• كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند
• هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد
• كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است
• اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
• اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم .


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:42  توسط مهرداد  | 

مهم نیست که قشنگ باشی قشنگ اینه که مهم باشی حتی برای یه نفر..

عشق ورزيدن خطاست حاصلش ديوانگي ست عشق ها بازيچه اند عاشقان بازيگر اين بازي طفلانه اند عشق کو ؟! عاشق کجاست ؟! معشوق کيست؟

آنانکه زندگی را بستری از گلهای سرخ می دانند همیشه از خارهای آن شکایت دارند...

به تو که فکر مي کنم از هميشه بهترم ........وسط غربت آب صدفي شناورم به تو که فکرمي کنم ساز خوش صدا منم رقص يک پر در هوا رقص واژه ها منم

بچه که بودم مدام دستم را از دستان نگراني که مراقبم بود رها مي کردم و آرزويم بود که يک بار هم که شده تنها از خيابان زندگي رد شوم، حالا که ديگر نمي شود بچه بود و فقط مي شود عاشق بود، از سر بچگي، هر چه وسط خيابان زندگي سر به هوا مي دوم، هيچ کس حاضر نمي شود دستم را بگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد!

دل آدما به اندازه حرفاشون بزرگ نيست ولي حرفي که از ته دل باشه مي تونه آدم بزرگي بسازه

مرا به مهماني چشمانت دعوت كن و برايم گلداني بياور ميخواهم دلم را بكارم تا جوانه بزند هرگاه پيچك سبز دلم تمام خانه ام راگرفت فرياد خواهم زد نگاه كن تمام خانه ام همرنگ چشمان توست

برو به جهنم. .... . .چون فقط تو می تونی جهنم رو بهشت کنی.

گر چه از دوری این فاصله ها مأ یوسم از همین فاصله های دور تو را می بوسم..

خوشبخت ترین پسر کسی هست که اولین عشق یه دختر باشه و خوشبخترین دختر کسی هست که آخرین عشق یه پسر باشه.!.

مردها مثل جای پارک (پارکینگ) هستن خوبشون که قبلا اشغال شده بقیشون که مونده یا کوچیک هست یا جلو در مردم هست.

می گن خدا ابر رو به گریه در میاره تا گل بخنده پس هر وقت بارون اومد یادت نره بخندی.

گر با غم دوریت نسازم چه کنم / با یاد تو گر عشق نبازم چه کنم / چون در نظرم فقط توی ماییه ناز / گر من به تو ای دوست ننازم چه کنم.

میدونی چرا بعضی شبها زود صبح می شه؟؟ چون خورشید هم دلش برای چشمای تو تنگ میشه.

عشق خام میگه: چون به تو نیاز دارم دوستت دارم ، عشق پخته می گه : چون دوستت دارم بهت نیاز دارم.

نانوا هم جوش شیرین می زند. بی چاره فرهاد!! 


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:41  توسط مهرداد  | 

تا حالا فكر كردي از صبح تا شب چقدر مجبوري خودت نباشي چقدر مجبوري كه احساساتت‌رو به كسي نشون ندي چقدر مجبوري به بقيه دروغ بگي تا خودتو قايم كني چقدر مجبوري كارهايي‌رو انجام بدي كه هيچ لذتي برات ندارن چقدر مجبوري كه از ترس نه بگي چقدر مجبور شدي واسه كارايي كه اصلا برات لذتي نداشتن خودتو تو منگنه بذاري چندبار خواستي گريه كني و نكردي چندبار خواستي بخندي ولي نخنديدي ..... چرا ماها عادت كرديم اون جور كه خودمون دوست نداريم زندگي كنيم چرا مجبوريم از ترس اين كه بقيه تاييدمون نكن كارايي‌رو بكنيم ... .... همه اين اجبارا و بايد و نبايداا نمي‌ذاره شبااا راحت بخوابيم خيلي وقته دوست داريم مثه يه بچه كه از دنيا غافل و تو دنياي خودش بخوابم ....... (مي‌دوني داشتم فكر مي‌كردم ما به اين طور زندگي كردن عادت كرديم (ترك عادت موجب مرض است ولي خوب مي‌دوني مي‌شه يه كم اين فشارو كمتر كرد.. نمي‌شه ؟؟؟ ..... مثلا اين كه ياد بگيريم احساساتمونو نشون بديم اگه از دست كسي شكايتي داشتيم به يه روش خوب به اون بفهمونيم اگه ازمون نظر خواستن هموني رو بگيم كه باور داريم براي هيچ‌كس نقش بازي نكنيم ياد بگيريم كه راحت بگيم نه

---------------------------

حرفهای عاشقانه

کاری از علیرضا کاظم زاده

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني

شايد کسي رو که باهاش خنديدي يه روزي فراموش کني ولي کسي رو که به خاطرش گريه کردي هيچوقت

فراموش نميکني

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه دوستت دارم

اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو

از خدا پرسیدم چی دوست داری ؟ گفت : سخاوت . دیوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فدای تو که گفتی : رفاقت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:40  توسط مهرداد  | 

معمولا ما آدما کلی عکس داریم که به همه نشون میدیم . ولی دلمون برای کسی تنگ میشه که عکسشو به هیچکی نشون نمیدیم .

...................

 

گاهي تنهايي آنقدر قيمتي است كه در را نمي گشايم...

حتي براي تو كه سال ها منتظرت بودم..

...................

سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !......... گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !.............. گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !............. او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده

...................

پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست.. هر وقت با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر يك پازل جديد براش ساختي هنر كردي

...................

شکسپير : اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:39  توسط مهرداد 

وقتی یه بار ازدوست ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت
زده و داغونت کرده

ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب

بگیره و دوباره

از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده

نتیجه ی اخلاقی=نمیبخشمت

خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم :
فراموش ؛ يه چيزي ته قلبم

خنديد و گفت : يادمه

نتیجه ی اخلاقی=بهتره خودم رو گول نزنم!!!

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست
نيافتني است

که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش

نميکنند گاه

يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم

نتیجه ی اخلاقی=فراموش نشدنی هستی

سکوت چشمانم مرز زمان را مي شکند نگاه دلم براي بودنت هر لحظه تمنا مي
کند
.
و بودنت تمام اميد زندگيم مي شود در تقدير بودنم باران نمي باريد اما از

لحظه بودنت

آسمان بارانش را ارزاني کرده دنياي دلم

اين تنگناي بودن در اين حس پرواز جز لحظه هاي با تو بودن آرزويي در دل

ندارد

نتیجه اخلاقی این یکی رو خودت حدس بزن

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:31  توسط مهرداد  | 

اگر خود را جای دیگران نگذاریم٬قضاوت کردن درباره ی آن ها بسیار آسان است.یک نمونه از این قضیه٬در کنگره ی حزب کمونیست شوروی سابق رخ داد٬هنگامی که نیکیتا خروشچف با تقبیح جنایت های استالین جهان را شگفت زده کرد.

هنگام سخن رانی اش٬یک نفر از میان جمعیت فریاد برآورد:

رفیق خروشچف٬وقتی بیگناهان قتل عام شدند٬شما کجا بودید؟

خروشچف گفت:هر کس این حرف را گفت٬از جا برخیزد.

اما هیچ کس از جایش تکان نخورد.

خروشچف ادامه داد:خودتان به سوال خودتان پاسخ دادید.در آن زمان من هم همان جایی بودم که الان شما هستید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:30  توسط مهرداد  | 

در گوشه ای از خیابان کنستانه راموس در محله کوپاکابانا٬بانوی پیری را دیدیم که روی صندلی چرخ دار٬ در میان جمعیت گم شده بود.همسرم پیشنهاد کرد کمک اش کند٬و او سپاس گزارانه پذیرفت و خواهش کرد به خیابان سانتاکلارا ببریم اش.

چند کیسه ی پلاستیکی به صندلی چرخ دارش آویخته بود.در راه برای مان تعریف کرد که آن کیسه های پلاستیکی تمام زندگی اش هستند٬ شب ها زیر نیمکت های کنار خیابان می خوابد و زندگی اش را با گدایی می گذراند.

به مقصد رسیدیم٬گداهای دیگری نیز آنجا بودند.زن از داخل یکی از کیسه های پلاستیکی آویخته به صندلی چرخ دارش٬دو پاکت شیر با دوام زیاد بیرون آورد و به گداهای دیگر داد.

ـ به من محبت می شود و من هم باید به دیگران محبت کنم.

و این آخرین جمله ی آن زن بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:29  توسط مهرداد  | 

نامت چه بود؟ آدم
فرزندِ كي ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بنویس اول یتیم عالم خلقت

محل تولد؟ بهشت پاک
اینک محل سکونت؟ زمین خاک

آن چیست بر گُرده نهادی؟امانت است
.
قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه بختم بروی خاک

اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک، قابیل وحشتناک،هابیل زیر خاک

روز تولدت؟در جمعه ای ،به گمانم روز عشق

رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه

وزنت؟نه آنچنان سبک که پَرم در هوای دوست نه آنچنان سنگین که نشینم به این زمین

جنست؟ نیمی مرا زخاک نیمی دگر خدا

شغلت؟ در کار کشت امید بروی خاک

شاکی تو؟ خدا

نام وکیل؟ آن هم فقط خدا

جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه

تنها همین؟ همین و بس

حکمت؟ تبعید در زمین

همدمت در گناه ؟ حوای آشنا

ترسیده ای؟ کمی

زچه؟ که شوم من اسیر خاک

آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟ بلی

چه کس؟ گاهی فقط خدا

داری گلایه ای؟ دیگر گِله نه ولی
...
ولی که چه؟حکمی چنین آن هم به یک گناه؟
!!!!
دلتنگ گشته ای؟ زیاد

برای که؟ تنها فقط خدا

آورده ای سند؟ بلی

چه؟دو قطره اشک

داری تو ضامنی؟ بلی

چه کس؟ تنها کس خدا

در آخرین دفاع؟ می خوانمش چنان که اجابت کند دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:29  توسط مهرداد  | 

روزي خنديدم گفتند ديوانه است,روزي سكوت كرم گفتند عاشق است,بس خنديدم و سكوت كردم تا بگند عاشقي ديوانه است



زندگاني هنريافتن روزنه در تاريكيست

زندگاني ! ......آري ! به همين باريكيست.......در همين نزديكيست

الهي من در كلبه ي فقيرا نه ي خود چيزي دارم كه تو در عرش كبرياي خود نداري من چون تو يي دارم وتو چون خودي نداري

اگر تنها ترين تنها ها شوم باز هم خدا هست

چون غروب خيلي قشنگه تو خود خود غروبي
چي بگم قحطي واژه اس هر چي هستي خيلي خوبي

زندگي دفتري است پر ماجرا
هيچگاه آنرا به خاطر يك ورقش دور مينداز

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:27  توسط مهرداد  | 

يک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردي را مي بيند که قبلا او را نمي شناخت. او با خود انديشيد که اين مرد بسيار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رويايي من است و در همان جا عاشق او مي شود .اما هيچگاه از او تقاضاي شماره نمي کند و ديگر آن مرد را نمي بيند. چند روز بعد او خواهر خود را مي کشد.

به نظر شما انگيزه ي او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

چند دقيقه با خود فکر کنيد و پاسخ صحيح:

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

v

 و اما پاسخ :

ان زن اميد داشت که در مراسم ختم خواهرش شايد ان مرد را دوباره ببنيد.
اگر توانسته به اين سوال پاسخ صحيح بدهيد احتمالا شما يک بيمار رواني يا psychopath هستيد.
يکي از بزگترين روانشناسان امريکايي اين تست را بر روي افراد زيادي انجام تا به اين نتيجه برسد که چه کساني پاسخ صحيح مي دهند.
نکته ي جالب اينکه اکثر قاتل هاي سريالي به راحتي و سرعت توانستند جواب صحيح بدهند.
بنابراين اگر پاسخ شما صحيح بود احتمالا شما يکي از قاتل هاي سريالي آينده خواهيد بود! مبارک است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:26  توسط مهرداد  | 


آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.
اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده



ا ميدانستيد که: مهاجرين انگليسي در استراليا با حيوان عجيبي روبرو شدند که بسيار بالا و دور مي پريده. هنگاميکه از بوميان در مورد اين حيوان با حرکات بدن پرسيده اند آنها در جواب گفته اند:
Kan Ghu Ru
که در زبان انگليسي به Kangaroo تبديل شده است.
در حقيقت منظور بوميان اين بوده که "ما منظور شما را نمي فهميم".



آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟
♦ خشت: ژوليوس سزار
♠ پيک: شاه ديويد
♣ خاج: اسکندر کبير
♥ دل: شارلماني



آيا ميدانستيد که: در زمان جنگهاي باستاني هنگامي که سپاهيان بدون تلفات از جنگ بر ميگشته اند پلاکاردي حمل ميکردند که روي آن نوشته بود:
(تعداد تلفات 0)
ريشه OK از اين اصطلاح است.



آيا ميدانستيد که: ماهيچه هاي قلب انسان قادرند خون را به ارتفاع 10 متر به هوا پرتاب کنند؟



آيا ميدانستيد که: قويترين ماهيچه بدن، ماهيچه زبان است؟



آيا ميدانستيد که: طبق آمار افراد از عنکبوت بيش از مرگ مي ترسند؟



آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟



آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي پروانه روي پاهايش قرار دارد؟



آيا ميدانستيد که: صداي اردک اکو ندارد وهيچکس هم دليل آنرا نميداند؟



آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟



آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟



آيا ميدانستيد که: ريشه کلمه "Cemetery" (قبرستان) در حقيقت کلمه يوناني "Koimetirio" به معني "خوابگاه" است؟



آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟



آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟



آيا ميدانستيد که: 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:26  توسط مهرداد  | 

مردم اغلب نامعقول، بی حساب و خودخواهند!

تو، در هر حال آنها را ببخش.

اگر مهربان هستی، ممکن است مردم به تو تهمت بزنند که خودخواه بوده و زیاده روی می کنی !

تو در هر حال مهربان باش.

اگر موفق هستی، ممکن است چند دوست غیر واقعی و چند دشمن واقعی پیدا کنی!

تو در هر حال موفق باش.

اگر تو صادق، جوانمرد، بخشنده و با حقیقت باشی ممکن است مردم تو را گول بزنند !

تو در هر حال صادق و روراست باش.

اگر آسوده و شادمان، بردبار و متین باشی، ممکن است مردم به تو حسادت کنند!

تو در هر حال شاد و بردبار باش.

هر کار خیر و خوبی که انجام می دهی، غالبا" مردم، فردا آن را فراموش می کنند !

تو در هر حال سازنده و خوب باش .

چیزی که برای ساختنش سالها وقت صرف کرده ای، بعضی ها یک شبه توانسته اند آن را خراب کنند . تو در هر حال بساز.

بهترینها را به دنیا ارائه کن با اینکه ممکن است هرگز کافی نباشد!

ولی تو در هر حال بهترین کاری که می توانی در دنیا انجام بده.

سرانجام

در تشریح و تحلیل آن می بینی :

آنچه میگذرد بین تو و پروردگارت است و هرگز بین تو و مردم نبوده است.

 

گفتاری از مادر ترزا – فصلنامه یوگا پیام مهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:24  توسط مهرداد  | 

متن از ویکتور هوگوست، ارزش خوندن داره

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی
.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش
آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی
.
برایت همچنان آرزو دارم
دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان

بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.و چون زندگی بدین
گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.و نیز آرزومندم
مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا
نگه‌دارد.همچنین، برایت آرزومندم
صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند

چون این کارِ ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران

ناپذیر می‌کنند
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران
نمونه شوی.و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان

یابند.امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره

گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد
.
چرا که به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.امیدوارم

که دانه‌ای هم بر خاک
بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود
دارد.بعلاوه، آرزومندم پول داشته

باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من

است
»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ
دیگری است!و در پایان، اگر مرد

باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو
بیاغازید.اگر همه‌ی این‌ها که گفتم
فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:20  توسط مهرداد  | 

» فرق بت پرستي و خداپرستي چيه؟

قبلا هر كس بت خود را مي پرستيد و حالا، هر كس خداي خود را
قبلا خدايان مرئي بودند و حالا، نا مرئي و گاه مرئي

.....................

» اگر يك نفر به شما يك هديه بده و شما از اون هديه خوشتون نياد، چه مي كنيد؟ مي گوييد "به به! چه هديه ي قشنگي"؟ حقيقت رو مي گيد؟ فقط يه تشكر خشك و خالي مي كنيد؟ سعي مي كنيد لبخند بزنيد؟

..........!

» اگر براي استخدام شدن در Google اقدام كنيد، ممكنه اولين سوالي كه ازتون مي پرسند اين باشه:

"چرا وقتي در برابر آينه مي ايستيد، جاي دست چپ و راست شما عوض مي شود ولي جاي بالا و پايين شما عوض نمي شود؟"

...................

» يكي بود يكي نبود.
آدم فقيري بود كه بعد از پولدار شدن، فهميد كه فقرش از بي پولي نبوده.
قصه ي ما راست بود.

....................

» يه چيز ديگه هم مي خوام. يه بچه ي هجده ماهه كه خيلي خوابش بياد. بعد من بغلش مي كنم. بعد اون هم سرش رو مي ذاره رو شونه م و به خواب مي ره. صداي نفس هاي گرمش رو مي شنوم! اينكه يك نفر به آدم تكيه كنه و به آرامش برسه، احساس خيلي خوبيه. حالا من همون بچه ي هجده ماهه. فقط يه شونه كم دارم.
مي دونيد؟ هرچي فكر مي كنم مي بينم مشكلي از نظر پيدا كردن يه شونه وجود نداره. براي بچه هاي هجده ماهه، هميشه يه شونه ي گرم وجود داره. مشكل يه چيز ديگه س. مشكل سنيه كه افزايش پيدا مي كنه. مشكل، معصوميتيه كه از دست مي ره.

....................

» بيشتر اوقات، شكر نكردن نعمت ها دست كمي از كفران نعمت نداره. به اين موضوع جدي تر فكر كنيد. به چيزهايي كه وجودشون تبديل به يك امر عادي شده هم فكر كنيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:18  توسط مهرداد  | 

هر چيزي ممكن است...

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد، وقتي تصور آن را ميكني.

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد، وقتي آن را با تمام جزييات تجسم ميكني.

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد، وقتي انتظار آن را داري.

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد،وقتي طرحي واقعي و عملي را در ذهن مي پروراني

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد، وقتي با تلاش و شكيبايي گامي به جلو بر ميداري.

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد،وقتي قاطعانه متعهد شوي.

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد، وقتي آن را با وجود تمام موانع و چالش هاي پيش رو انجام می دهي.

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد، وقتي با وجود همه فراز و نشيب ها به آينده مينگري استقامت به خرج ميدهي.

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد، وقتي بتواني از اشتباهات درس و از ناكامي ها نيرو بگيري.

هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد، وقتي علاقه جديت و ابتكار عمل خود را به كار گيري.

وقتي تصور و تجسم ميكني، انتظار مي كشي، برنامه ريزي مي كني ، كاري را به انجام مرساني ، متعهد ميشودي و استقامت مي كني و مشتاقانه با هر چالشي روبرو ميشوي چيزي را كه مي خواهي نه تنها "ممكن است" اتفاق بيفتد بلكه " قطعا" اتفاق ميفتد.

مراقب باش..

مراقب افكارت باش، چون افكارت ، گفتارت را ميسازد.

مراقب گفتارت باش، چون گفتارت، اعمالت را ميسازد.

مراقت اعمالت باش، چون اعمالت، عادت هايت را ميسازد.

مراقت عادت هايت باش، چون عادت هايت ، شخصيتت را ميسازد.

مراقب شخصيتت باش، چون شخصيتت، سرنوشتت را ميسازد.

اولين باش

اولين كسي باش كه ميخندد. وقتي دليلي براي خنديدن نمي بيني،

همان زماني است كه بيشترين نياز به خنديدن است.

اولين كسي باش كه مي بخشد. افكار منفي گذشته را براي هميشه كنار بگذار.

اولين كسي باش كه كاري را انجام ميدهد. هر چه زدتر اقدام كني، كارهاي بيشتري مي تواني انجام دهي.

اولين كسي باش كه تشكر ميكند، برخورد حق شناسانه زندگيت را مملو از خوشبختي مي كند.

اولين كسي باش كه با موقعيت هاي جديد و متفاوت وفق مي يابد. وقتي تغييرات را مي پذيری كارهايت را باعلاقه بيشتري انجام ميدهي.

ديگر براي داشتن زندگي بهتر منتظر ننشين . بلكه اولين كسي باش كه به جلو حركت مي كند و تنها كسي باش كه سبب اين حركت ميشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:17  توسط مهرداد  | 

 

 «بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.

به گزارش ايسنا، اصول بيل گيتس به اين شرح است
:
اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد
.

اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد
.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد
.

اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد
.

اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود
.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد
.

اصل هفتم : قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:17  توسط مهرداد  | 

من يک ليوان چای داغ را به تو ترجيح ميدهم چون چای فقط زبانم را ميسوزونه ولی تو دلمو ميسوزونی...

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد ........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

.................

۲تا ادم برفی ۲طرفه رود خونه عاشقه همديگه ميشن.از عشق همديگه آب ميشن تا شايد وسط رودخونه به هم برسن

....................

هيچوقت به چشمات راز دلت رو نگو چون راز نگه نمي دارد و گريه مي كند

..................

باباش گفت عشق کشکه من هم گفتم زندگي آش هست بدون کشک هم مزه نداره

.................

لبخند بهانه اي است براي زنده ماندن لحظه هايت سرشار از اين بهانه

..................

چشماتو دايورد کردی رو دلم خيالی نيست . حداقل از ويبره درشون بيار تا انقدر دلمو نلرزونه

..................

من و تو مثل دو خط موازی هستیم که اگه به هم نرسیم همیشه در کنار هم هستیم

.................

میدونی فرق تو با روز چیه؟ روز باید 30 تاش رو جمع کنی تا 1 ماه بشه اما تو همین جوری ماهی

....................

زندگي مثل پياز است که هر برگش را ورق بزني اشکتو در مي ياره

....................

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

...................

اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد

...................

آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است!!!

گفتي: " دور مرا خط بکش؟" کشيدم...حالا تو در محاصره ي منی

..............

زنگه در خونتونم ! هر کی تو رو بخواد اول باید منو بزنه !!!

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

.................

زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است

....................

...................

..................

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:12  توسط مهرداد  | 

از زندگي هر انچه لياقتش را د اريم به ما ميرسد نه انچه که ارزويش را داريم

..................

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند

..................

زندگي 3 ايستگاه داره!عشق...جدايي....و مرگ آقا قربونت ايستگاه اول پياده مي شيم

....................

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...

....................

اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم

................

فراموش كن چيزي را كه نميتواني به دست اوري.............و به دست اور چيزي را كه نميتواني فراموش كني

............

ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است

................

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود

...........

وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي که حرف زديم گفتن پر حرفه................................................... وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقيم مي گن گناهه

.............

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:10  توسط مهرداد  | 

علی ابن ابیطالب : نالایق کسی است که نتواند دوست پیدا کند و نالایق تر از او کسی است که دوست خود را از دست بدهد


پوشه : از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست.


اولپن : اراده محکم و متین که بخواهد به هر کس آنچه سزاوار است بدهد عدالت نام دارد.


بالزاک : استعداد بزرگ بدون وجود اراده بزرگ وجود ندارد.


اعتصام الملک : حقیقت گفت مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم.


افلاطون : اشرار از کسانی هستند که عیوب مردم را جستجو کنند و به آن بچسبند و نیکویی آنها را نادیده و فراموش گذارند. مانند مگسی که در جاهای کثیف می‌نشیند و از جاهای تمیز دوری می‌کند


علی ابن ابیطالب :  آنکس که بینا به عیب خویش باشد و چشمان خویش را برای عیب دیگران به کار نیندازد، خردمندترین مردم است

تذکره الاولیاء : کاش می‌دانستم چه کسی مرا غیبت می کند؟ چه کسی مرا دشمن می دارد؟ و که بد می گوید؟ تا او را سیم و زر فرستادمی که چون کار من می کند از مال من نیز خرج کند


علی ابن ابیطالب :  بین حق و باطل چهار انگشت ٿاصله است٬ سعی کنید این مساٿت کوتاه را همیشه در قضاوت رعایت کنید


ولتر : از روی سئوالهای اٿراد بهتر از جوابهاشان می‌توانید درباره آنها قضاوت و داوری کنید


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:10  توسط مهرداد  | 

نصیحه الملوک : خردمند آن نیست که چون در کاری می‌افتد بکوشد تا از آن کار بیرون آید، خردمند آنست که بکوشد در کاری نیفتد


ویلیام تن : عقل بی عاطفه خطرناک است و عاطفه بدون عقل قابل اعتماد نیست، آدم کامل آنست که هم عقل دارد و هم عاطفه


علی ابن ابیطالب :  کسی که عقل را بر احساساتش غلبه دهد قوی ترین و  نیرومندترین انسان روی زمین است


ژرژ بانه : انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او می‌شود استفاده  می‌کند


ارسطو : خردمند آنچه را که می‌داند نمی‌گوید و آنچه را که بگوید می‌داند


ارد بزرگ : آنکه به دلها پا گذاشت هرگز نمی میرد


علی ابن ابیطالب :  خردمند کسی است که گفتارش را کردارش تصدیق کند


و با آنان كه از خدای خويش آگاهانه می ترسند در كارهايت مشورت كن


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:9  توسط مهرداد  | 

نیوتن : کسی که فکر نمی کند ، به ندرت دم فرو می بندد


علی ابن ابیطالب : خاموشی بسیار ، بزرگی می آورد


علی ابن ابیطالب :هنگامی که خرد به اوج می رسد ، پرگویی نقصان می یابد


ضرب المثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند  و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند


علی ابن ابیطالب : روزگار دو روزی بیش نیست ، روزی به نفع تو و روزی به ضرر تو ، پس وقتی به سود تو شد مغرور نباش ، و اگر به ضرر تو شد شکیبایی پیشه کن


مثل قدیمی : اگر سخن نقره است ،خاموشی طلا است

اصغر کیهان نیا : کسی که از خود زیاد تعریف می کند ، در واقع آنچه را ندارد، بازگو می کند !

علی ابن ابیطالب : دشمن ترين دشمن آدمی خشم او است ، پس هر که بر آن چيره گردد ارزش او بالاتر و مقصد او عاليتر است .


علی ابن ابیطالب :  خوش عاقبت ترين دانش آنستکه در دنیا بر عمل تو بيفزايد و به آخرت تو را نزديک گرداند .


علی ابن ابیطالب :   با کسی که بديهای تو را نگه دارد و خوبيهای تو را فراموش کند معاشرت مکن.


علی ابن ابیطالب :   مدارا اساس حکمت است .



+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:8  توسط مهرداد  | 


جنگ بر علیه مسائل خاصی که با گذر زمان حل می شود ، فقط نیروی شما را هدر می دهد
آنچه یکبار اتفاق افتاد ممکن است هرگز دیگر اتفاق نیفتد ولی اگر ، دومین بار تکرار شد باید منتظرش برای بار سوم نیز بود
بهترین و زیباترین چیز های جهان را نه می توان دید و نه می توان لمس کرد ، اینها در دل احساس می شوند دو نوع احمق به جایی نمی رسند : آنانکه به خاطر یک تهدید از انجام کاری دست می کشند و آنان که میتر سند به کاری دست بزنند ، چون تهدید آمیز است
هر گاه می خواهی به چیزی برسی ، چشمهایت را باز نگه دار ، تمرکز کن و مطمئن باش که دقیقا میدانی چه می خواهی ، هیچ کس با چشم های بسته به جایی نمی رسد
کسی که به خورشید می نگرد تاریکی ها را نمی بیند.به خوبیهای مردم فکر کنید تا بدیهای آنان را نبینید
ضرب المثل : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت

هـر راه خروج در جایی دیگـر راه ورود است .

وقتی شاگرد آماده است استاد پدیدار می شود .

آموزگاران در را باز می کنند امٌا این تویی که باید وارد شوی .

آبی که بیش از اندازه پاک است و خالص ماهی ندارد .

آنانکه کم می خواهند به خدایان نزدیکترند .

ما به کلیات فکر می کنیم امٌا در جزئیات زندگی می کنیم .

تنها سرخوشی در جهان آغاز کردن است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:38  توسط مهرداد  | 

توماس براس : میان انسان و شرافت رشتۀ باریکی وجود دارد و اسم آن قول است .

اُرد بزرگ : آدمیانی که با دیگران رو راست نیستند با خود نیز بدین گونه اند .

تنسون : خود را بشناس و بر روح خویش فرمانروایی کن . در این صورت می توانی امیدوار باشی که روزی مقتدر و سعادتمند خواهی شد .

بزرگمهر : بیدارترین، هشیارترین، و پسندیده ترین کسان، دانای سالخورده ای باشد که دانش به تجربت آموخته است .

اُرد بزرگ : آب و هوا، بر جهان بینی ، پبوندهای توده و اندیشه ما تاثیرگذار است .

سارتو : انسان همان جايى است كه تصميم مى گيرد باشد.

اُرد بزرگ : آرمان و خواسته خود را در گفتگوهای روزانه بررسی کنید اگر در آن پیشرفتی نمی بینید نیازی بر انجام آن نیز نخواهد بود .

پلو تارك : ستون تمدن , كتاب و مطبوعات است.

پل نیسن: اگر در دل شوق و عشق داری از زندگی خود بهره بسیار به دست آر چون عشق همواره آدمی را به سوی کمال راه می نماید.

فردریش نیچه :بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند.

شان فور : اغلب مردم نیمی از عمر را صرف بدبخت نمودن نیم دیگر می نمایند .

اُرد بزرگ : آرمان و انگیزه هویدا، ویژگی آدم کارآمد است .

تراین وادارلز : روزنامه ها دائرةالمعارف های زندگی جهانند . همه چیز را از چهار گوشۀ جهان برای ما نقل می کنند .


اُرد بزرگ : آن گاه که سنگ خویشتن را به سینه می زنیم نباید امید داشته باشیم همگان فرمانبردار ما باشند .

بزرگمهر : برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است .

یک دهقان آفریقایی : هیئت های مسیحی وقتیکه به سرزمین ما آمدند دارای آیین مقدس بودند و ما صاحب زمین بودیم، اکنون آنها مالک زمین هستند و ما دارای آیین مقدس .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:33  توسط مهرداد  | 

اگرسفرنكني ، اگر چيزي نخواني ، اگر به اصوات زندگي گوش ندهي ، اگر از خودت قدرداني نكني زمانيكه خودباوري را در خودت بكشي ، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند اگر برده عادات خود شوي ، اگر هميشه از يك راه تكراري بروي ، اگر روز مرگي را تغيير ندهي اگر رنگهاي متفاوت به تن نكني ، يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني اگر از شور و حرارت ، از احساسات سركش ، و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وا مي دارند و ضربان قلبت را تندتر مي كنند دوري كني اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني ، اگر وراي روياها نروي اگر به خودت اجازه ندهي كه حداقل يكبار در تمام زندگيت وراي مصلحت انديشي بروي « تو به آرامي آغاز به مردن مي كني » پس امروز زندگي را آغاز كن امروز مخاطره كن امروز كاري بكن نگذار كه به آرامي بميري شادي را فراموش نكن
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:32  توسط مهرداد  | 

به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن

کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست

اشکهای تو را پاک می کند و دستهایت را صمیمانه می فشارد

تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت

به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن

و اگر باور داشته باشی

می بینی ستاره ها هم با تو حرف میزنند

باور کن که با او هرگز تنها نیستی

هرگز

فقط کافی است عاشقا نه به اسمان نگاه کني

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:27  توسط مهرداد  | 

 

طفلکی مردها توی سنين مختلف

***

شش سال اوّل زندگی

:

• گريه نكن

• شيطونی نكن

• دست تو دماغت نكن

• تو شلوارت پی‌پی نكن

• مامانت رو اذیت نكن

• روی ديوار نقاشی نكن

• انگشتت رو تو پريز برق نكن

• دمپايی بابا رو پات نكن

• به خورشيد نگاه نكن

• شبها تو جات جيش نكن

• تو كمد مامان فضولی نكن

• با اون پسر بی‌تربيته بازی نكن

• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نكن

زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نكن

• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نكن 

۲

- دوره ی دبستان:
• موقع رفتن به مدرسه دير نكن

• پات رو تو جاميزی نكن

• ورقهای دفترت رو پاره نكن

• مدادت رو تو دهنت نكن

• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نكن

• تخته پاك‌كن رو خيس نكن

• حياط مدرسه رو كثيف نكن

با دخترها شمسی خانوم «دكتربازی» نكن 

• دست تو كيف بغل دستيت نكن

• تخته‌سياه رو خط‌خطی نكن

• گچ رو پرت نكن

• تو راهرو سر و صدا نكن

• تو كلاس پچ‌پچ نكن

• ATARI بازی نكن 

۳

- دوره ی راهنمايی:

• ترقه بازی نكن

• SEGA بازی نكن

• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نكن

• موقع برگشتن از مدرسه دير نكن

• تو كوچه فوتبال بازی نكن

• دست تو جيب بابات نكن

• با مامانت كل‌كل نكن

• تو كلاس صحبت نكن

• بعد از ظهر سر و صدا نكن

با دختر شمسی خانوم منچ بازی نكن 

• اتاقت رو شلوغ نكن

• روی ميز بابات كتابهات رو ولو نكن

• عكس لختی تماشا نكن

• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نكن

• جر و بحث نكن 

۴

- دوره ی دبيرستان:

• با كامپيوتر بازی نكن

• تو حموم معطل نكن

• تقلب نكن

• با دوستات موتورسواری نكن

• عصرها دير نكن

با دختر شمسی خانوم صحبت نكن 

• با بابات دعوا نكن

• تو كلاس معلمتون رو مسخره نكن

• تو خيابون دنبال دخترها نكن

• مردم‌آزاری نكن

• نصف شب سر و صدا نكن

• فيلم سوپر نگاه نكن

• وقتت رو با مجله تلف نكن

• چشم‌چرونی نكن 

۵

- دوره ی دانشگاه:

• رشته‌ای رو كه دوست داری انتخاب نكن

• ۲۴ ساعته چت نكن

• سر كلاس درس غيبت نكن

با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه رد و بدل نكن 

• خيابون‌ها رو متر نكن

• تو سياست دخالت نكن

• با دخترهای مردم هر كاری دلت خواست نكن

• شب برای شام دير نكن

• با مأمور پليس كل‌كل نكن

• چراغ قرمز رو عشقی رد نكن

• موبايلت رو Reject نكن

• حذف پزشكی نكن

• آستين كوتاه تنت نكن

• همه رو دودره نكن 

۶

- دوره ی سربازی:

• موهات رو بلند نكن

• روت رو زياد نكن

• از اوامر سرپيچی نكن

• فرار نكن

• با اسلحه شوخی نكن

• غيبت نكن

• به آينده فكر نكن

• درگيری ايجاد نكن

• به فرمانده بی‌احترامی نكن

• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فكر نكن

• با رئيس عقيدتی جر و بحث نكن

• اعتراض نكن

با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نكن 

• از تلف شدن وقتت ناله نكن

• از آشپزخونه دزدی نكن 

۷

- دوره ی شوهر بودن:

• با زنت شوخی نكن

زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نكن 

• به زنت خيانت نكن

• با دوستانت الواتی نكن

• تو Orkut خودت رو Single معرفی نكن

• به زنهای ديگه نگاه نكن

• موبايلت رو قايم نكن

• از عكسهای قبل از ازدواجت نگهداری نكن

• پولت رو خرج دوستات نكن

• رفتار دوران مجردی رو تكرار نكن

• غير از زندگی مشترك به هيچ چيز فكر نكن

• ريسك نكن

• بدون اجازهء زنت هيچ كاری نكن 

۸

- دوره ی پدر بودن:
• بچه رو تنبيه نكن

• به بچه بی‌توجهی نكن

• بچه‌ت رو با بچه‌های ديگه مقايسه نكن

• به بچه توهين نكن

• بچه رو از بازی منع نكن

بچه‌ت رو به كتك زدن بچهء دختر شمسی خانوم تشويق نكن 

• با بچه كل‌كل نكن

• بچه رو محدود نكن

• بچه رو از جنس مخالف دور نكن

• به مادر بچه بی‌توجهی نكن

• بچه رو به هيچ چيز مجبور نكن

• آزادی بچه رو محدود نكن

• به حلال‌زاده بودن بچه شك نكن

• از خواستهای بچه چشم‌پوشی نكن 

۹

- دوره ی پيری:

• برای بچه‌هات مزاحمت ايجاد نكن

• نوه‌هات رو لوس نكن

• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نكن

• به خاطراتت فكر نكن

• پولت رو خرج نكن

• هوس جوونی نكن

• غير از آخرتت به هيچ چيز فكر نكن

• با زنت بی‌وفايی نكن

• از رفتن به خانهء سالمندان احساس نارضايتی نكن

• لباس شاد تنت نكن

به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجه نكن 

• تو وصيتنامه، هيچكس رو فراموش نكن

• از گذشته ناله نكن

• به هر كی رسيدی، نصيحت نكن

• به آينده فكر نكن 

۱۰

- دوره ی پس از مرگ !

• حالا ديگه دورهء نكن تموم شد! حالا هر كاری دلت می‌خواد بكن
...
• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...بكن

• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم كاری نكن


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:26  توسط مهرداد  | 

استاد می گوید:

دوخدا وجود دارد.

خدای که استادان دانشگاه درباره او به ما می آموزند , و خدایی که خود به ما می آموزد .

خدایی که مردم همیشه درباره اش صحبت می کنند, و خدایی که خود با ما سخن می گوید .

خدایی که هراسیدن از او را آموخته ایم , و خدایی که از عطوفت با ما سخن می گوید .

دو خدا وجود دارد.

خدایی که در بلنداست , و خدایی که در زندگی روزمرِه ما حضور دارد.

  خدایی که از ما می طلبد, و خدایی که قرض های ما را می بخشد .

خدایی که ما را با آتش دوزخ تهدید می کند , و خدایی که بهترین راه را به ما نشان می دهد .

دو خدا وجود دارد.

خدایی که ما را زیر بار گناهان خرد می کند, و خدایی که با عشق خویش ما را آزاد می سازد.

                                                                       

مکتوب اثر پائلو کوئلیو

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:19  توسط مهرداد  | 

بهترين اندرزها آنهايي هستند كه زندگي شده اند، نه سخنراني .

هر راهي هر قدر هم هموار به هر حال تعدادي چاله دارد.

كلمات دلنشين فرياد كشيده نمي شوند، نجوا مي شوند.

تا چيزي را نپذيريم، نمي توانيم تغييرش دهيم. كارل يونگ

فقط به پيروزي فكر نكن به راه رسيدن به آن (هم) فكر كن.  نوبل

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:18  توسط مهرداد  | 

گاهی اوقات افرادی وارد زندگی تان می شوند و شما بلافاصله متوجه می شوید که آن ها به دلیلی آن جا بوده اند.

برای این که به نوعی منظوری را برسانند ، درسی را به ما بدهند یا کمک کنند تا بفهمید و بدانید که هستید و چه کسی میخواهید بشوید.

شما هرگز نمیدانید این افراد چه کسانی می توانند باشند ، اما همین که چشمتان به آن ها می افتد ، همان لحظه متوجه می شوید که آن ها در زندگی تان به صورتی اساسی تأثیر خواهند گذارد.

گاهی اوقات وقایعی برایتان اتفاق می افتد که در آن لحظه به نظرتان وحشتناک ، دردناک و غیر منصفانه می رسد اما با تامل و تفکر تشخیص می دهید که بدون غلبه کردن بر آن موانع شما هرگز نمیتوانستید به نیروی بالقوه ، قدرت ، اراده و یا شجاعت خود پی ببرید.

هر چیزی به دلیلی اتفاق می افتد. هیچ اتفاقی شانسی یا تصادفی نیست. بیماری ، عشق ، لحظاتی که حقیقت فراموش می شود ، حماقت های محض و ... همه برای آزمایش محدوده روح ما اتفاق می افتند.

بدون این امتحان های کوچک ، زندگی شبیه جاده هموار یکنواخت ، مستقیم و صافی می شد که علی رغم امن و راحت بودن ، کسل کننده و کاملا بی معنی می بود.

افرادی که شما ملاقات می کنید بر زندگی تان اثر میگذارند. موفقیت ها و شکست هایی که تجربه می کنید میتوانند شخصیت شما را بسازند. از تجربیاتبد میتوان درس هایی آموخت. در حقیقت این مهم ترین تجارب هستند. اگر کسی به شما صدمه بزند ، به شما خیانت کند یا قلبتان را بشکند ، آن ها را ببخشید چرا که به شما کمک کرده اند که درباره اعتماد بیاموزید و در مورد اینکه دریچه قلبتان را به روی چگونه افرادی میگشایید ، محتاط عمل نمایید.

اگر کسی شما را دوست داشته باشد ، آن ها را بدون قید و شرط دوست داشته باشید نه تنها برای آنکه شما را دوست دارند ، بلکه به خاطر آن که به شما یاد میدهند دوست داشته باشید و چشم ها و قلبتان را به روی چیز های کوچک بگشایید.

هر روزتان را به حساب آورید. قدر هر چیزی را بدانید چرا که ممکن است دیگر هرگز نتوانید دوباره آن را تجربه کنید. با مردمی که هرگز قبلا با آن ها صحبت نکرده اید سخن بگویید و در عمل شنونده باشید.

رها و ازاد باشید. انتظارات تان را بالا ببرید. سرتان را بالا نگه دارید چرا که این حق و شایستگی را دارید . به خود بگویید که شخص بزرگی هستید و به خود ایمان داشته باشید ، چرا که اگر به خود ایمان نداشته باشید ، هیچ کس دیگری هم به شما اعتقادی نخواهد داشت. زندگیتان را خودتان بسازید.

عالی باشيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:17  توسط مهرداد  | 

 

چند نفر از مردم مرسدس می خریدند، اگر کسی نبود که انها رو در حال رانندگی ببیند؟

....................................

تو می اموزی که هیچ چیز بدون کار سخت به دست نمی اید.همانطور که پدر بزرگ هارپر عادت داشت بگوید:

((برای لذت بردن از شربت سیب اول باید سیب رو پوست بگیری.))

............

شانس شاید بتواند ثروت را به ارمغان بیاورد،اما هرگز نمی تواندخرد به ارمغان بیاورد.

...........

نه هیچ شکستی اخر کار است و نه هیچ موفقیتی

...............

دعا کردن برای بدست اوردن انچه می خواهی رضایت بخش است،اما هرگز چیز جدیدی به تو نمی اموزد.

................

برای دیگران کاری انجام بده بدون توقع بازگشت!همه ما باید درختانی بکاریم و بدانیم که در سایه ان نخواهیم نشست.

...................

انسان بزرگ، بزرگی خویش را در نحوه برخوردش با شخص کوچک نشان می دهد.

......

شانس شبیه افتاب پرست است.به ان وقت بدهید حتما تغییر می کند.

..............

ثروت حقیقی یعنی انچه که هستی ،نه انچه که داری.

...............

ما بندرت از اوقات فراغتی که برای بدست اوردنش زحمت کشیده ایم لذت می بریم.

...............

اگر در اخر روز مثل سگ احساس خستی کردب.احتمالا تمام روز مثل سگ غرغر کرده ای

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:13  توسط مهرداد  | 

گفتند..:شكست يعني تو يك انسان در هم شكسته اي!**** گفت: نه! يعني من هنوز موفق نشده ام.**** گفتند:شكست يعني تو هيچ كاري نكرده اي.**** گفت: نه! شكست يعني من هنوز چيزي ياد نگرفته ام..**** گفتند:شكست يعني تو يك ادم احمق بوده اي.**** گفت: نه ! شكست يعني من به اندازه ي كافي جرأت و جسارت داشته ام.**** گفتند:شكست يعني تو ديگر به آن نميرسي **** گفت:نه!شكست يعني من بايد از راهي ديگر به سوي هدفم حركت كنم.**** گفتند:شكست يعني تو حقير و نادان هستي.**** گفت:شكست يعني هنوز من كامل نيستم.**** گفتند:شكست يعني تو زندگيت را تلف كرده اي.**** گفت:نه! شكست يعني من بهانه اي براي شروع دارم.**** گفتند:شكست يعني تو ديگر بايد تسليم شوي!**** گفت:نه!شكست يعني من بايد بيشتر تلاش كنم..**** بيشتر تلاش كنم..... بيشتر.....!!!****
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:11  توسط مهرداد  | 

محال 
 
محال كلمه اي است كه در فرهنگ ديوانگان يافت مي شود. "ناپلئون بناپارت"
 
عشق

شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد
 
ناپلئون

شجاعت واقعي زماني است كه شخصي بتواند از اعماق مشكلات و بدبختي ها به زندگي لبخند بزند.
 
 
 قلب شکسته ميخري

كهنه فروش داد ميزنه : چراغ شکسته ميخريم .... کفشاي پاره ميخريم ... اسباب کهنه ميخريم ... بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري ؟؟؟
 
قدرت

هر وقت احساس كردي در اوج قدرتي به حباب فكر كن
 
 
برگشت پيش خدا

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم
 
اوشو

زندگي فقط فرصتي است براي تعالي، براي بودن، براي شكوفا شدن.
 
 
چشم

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:10  توسط مهرداد  | 

مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده‌است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد.
سوالات را بخوانید:

1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف: 116 سال
ب: 99 سال
ج: 100سال
د: 150 سال
او نمی تواند به سوال جواب دهد.

2- کلاه‌های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف: برزیل
ب: شیلی
ج: پاناما
د: اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می‌کند.

3- روس‌ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن می گیرند؟
الف: ژانویه
ب: سپتامبر
ج: اکتبر
د: نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند.

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف: ادر
ب: آلبرت
ج: جرج
د: مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می‌کند.

5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف: قناری
ب: کانگارو
ج: توله‌سگ
د: موش
در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می‌دهد.

جواب‌ها:
اگر خیلی خودتان را گرفته‌اید که همه جواب‌ها را می‌دانید و به این دوست بنده خدا کلی خندیده‌اید، بهتر است اول جواب‌ها را مطالعه کنید:

1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید.( 1337- 1453)
2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود.
3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.
4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد.
5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canaria است که یعنی جزایر توله سگ.

حالا می توانید به خودتان بخندید!

///////////////////////////////////////////////////

دانشجو و فیلم

دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

برای امروز کافی است .........تا بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:9  توسط مهرداد  | 

مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده‌است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری آن دارد.
سوالات را بخوانید:

1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف: 116 سال
ب: 99 سال
ج: 100سال
د: 150 سال
او نمی تواند به سوال جواب دهد.

2- کلاه‌های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف: برزیل
ب: شیلی
ج: پاناما
د: اکوادور
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می‌کند.

3- روس‌ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن می گیرند؟
الف: ژانویه
ب: سپتامبر
ج: اکتبر
د: نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند.

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف: ادر
ب: آلبرت
ج: جرج
د: مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می‌کند.

5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف: قناری
ب: کانگارو
ج: توله‌سگ
د: موش
در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می‌دهد.

جواب‌ها:
اگر خیلی خودتان را گرفته‌اید که همه جواب‌ها را می‌دانید و به این دوست بنده خدا کلی خندیده‌اید، بهتر است اول جواب‌ها را مطالعه کنید:

1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید.( 1337- 1453)
2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود.
3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.
4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد.
5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canaria است که یعنی جزایر توله سگ.

حالا می توانید به خودتان بخندید!

///////////////////////////////////////////////////

دانشجو و فیلم

دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

برای امروز کافی است .........تا بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:7  توسط مهرداد  | 

من که از نفس کشیدن توی این دنیا خیری ندیدم ، اومدم غرق بشم ، غرق ...

اومدم قبل ازاینکه تو بپرسی چرا ، من چراهامو از تو بپرسم .

اما حالا به چراها کاری ندارم . می خوام از خودمون بگم . دلم خیلی برات تنگ شده بود ...

خیلی وقت بود می خواستم باهات حرف بزنم اما نمی شد . حالا هم یه کلمه از اون همه حرفی

که می خواستم بزنم ، نزدم . همه ی حرفهام موند ...

نمیدانم قاطی حرفهایی که زدم ، بهت گفتم " دوستت دارم " یا نه ؟

گفتم " تو تمام و تنها امیدمی " یا نه ؟

گفتم " بی تو چقدر تنها میشم " یا نه ؟

اگه نگفتم حالا می گم :

خدای من ...

من نمی دونم تو چقدر بزرگی ، اما من از پستی و حقارت بیش از اندازه ی خودم خبر دارم .

من نمی دونم تو چقد ربخشنده و بی نیازی اما اون همه حرص و طمعی که در وجودم هست

می شناسم .

نمی دونم تو چقد رغفور و آمرزنده ای اما می دونم اگه گناهامو برای کسی غیر از تو اعتراف کنم

بعد از مرگم حتی برام گور نمی کنه .

و چقدر خوب که چیزی نمی دونم ، اینطوری هر چقدر که دلم بخواد می تونم روی بزرگیت

حساب باز کنم .

می دونی ... امشب خیلی دلم می خواد شونه هات زیر هق هق من بشینه ، من قلبمو باز کنم و تو

از آرامش ، پرش کنی .

دلم می خواد تمام بزرگیت پشتم علم بشه تا من به جای تلو تلو خوردن ، به تو تکیه بدم .

امشب دلم می خواد تمام ترسمو پشت قدرت تو مخفی کنم .

تمام دلواپسیهامو یه جایی بذارم تا تو از همون جا برش داری .

دلم می خواد یه هاله از نور بهم قرض می دادی تا من دور تاریکی روحم می پیچیدم .

دلم می خواد صدام کنی ... دلم میخواد ....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:5  توسط مهرداد  | 

ایکاش می تونستم بهت بگم بعضی وقت ها چقدر آدم های کوچیکی می شیم

نمی دونم کی

شاید بعد از اینکه فکر کردیم انقدر قدرت دارم که یه دنیا رو عوض کنیم.

یا شاید بعد از اینکه فکر کردیم خودمون رو خیلی خوب می شناسیم.

بعد خیلی یه دفعه ای....

 

بعضی وقت ها دوست دارم برگردم بهت بگم من هنوز می خوام من و تو با هم باشیم

اما به نظرت خودم چقدر باورش دارم؟

وقتی خودم رو زیر تمام این فکر هایی که حتی وجود ندارن گم کردم٬

وقتی حتی الان خودم هم خودم رو نمی شناسم و تمام شناختم از خودم زیر رو رو شده٬

وقتی به چیزی توی خودم مطمئین نیستم

می خوام با تو چیکار کنم؟

 

آره ما وقتی قاطی می کنیم نمی تونیم به هم کمک کنیم

یا توانش رو نداریم

یا می خواییم تنها باشیم

جفتش در مورد من یکی که صدق می کنه

هم نمی تونم کمکت کنم

هم خودم می خوام تنها باشم.

ولی نه همیشه

همیشه تنها بودن سخته

فقط نمی دونم چقدر طول می کشه تا خسته بشم از خودم و حرف بزنم.

حرف هام تکراریه

مثل فکرم٬

مدام دور می زنم

بدون اینکه بتونم این دابره رو بشکنم تبدیلش کنم به یه خط صاف که فقط بره بدون اینکه دور بزنه.

هیچ وقت ازت نپرسیدم "تو از حرف های تکراری خسته نمی شی؟"!

 

احساس خلا می کنم

خیلی زیاد

اونقدر که تا حالا انقدر نبوده.

شاید تا حالا در حد هر آدم معمولی بوده.

ولی الان خیلی زیاده

خیلی.

 

بعضی وقت ها دوست دارم بودی و قتی دلم می گرفت سرم رو می ذاشتم روی شونه هات و گریه می کردم

اما نمی دونم حتی اگه بودی تحمل می کردی یا نه؟

خسته نمی شدی از بس وقتی یکی دلش می گیره سرش رو بذاره روی شونه هات و گریه کنه؟

 

دنبال دلیلی برای وجود داشتنم می گردم

اما هنوز پیداش نکردم٬

فکر می کردم می دونم

اما اشتباه می کردم

اگه می دونستم دیگه انقدر دور خودم نمی چرخیدم

انقدر از تکرارم فرار نمی کردم

انقدر در به در دنبال خیلی چیزها نمی گشتم

انقدر احساس خلا نمی کردم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 23:3  توسط مهرداد  | 

آنچه لذت می بخشد الزاما نیک نیست و نیز آنچه ناخوشایند است یا دردناک، همیشه بد نیست. نه این را بطلب و نه از آن دیگری روی گردان. از هر آنچه خداوند پیش می آورد خرسند باش. هر آنچه برای ما بخواهد، بیماری یا سختی، فقر یا درد، بدنامی یا فلاکت همه برای ما بهترین است.
جی.پی.وسوانی 

**********

خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم.
Joseph Roux
هر اتفاقی، بزرگ یا کوچک، وسیله ایست که از طریق آن خداوند با ما سخن می گوید و هنر زندگی دريافتن اين پيام هاست
.
Malcolm Muggeridge
بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست
.
Garth Brooks
خداوند هرکدام از ما را آنچنان دوست دارد که انگار فقط یکی از ما وجود دارد
.
St. Augustine
خداوند امروز به تو هدیه ای 86400 ثانیه ای بخشید، آیا یک ثانیه اش را استفاده کردی تا از او تشکر کنی؟

William A. Ward
اگر دوست داری که خدا را بخندانی، نقشه هایی که برای آینده ات کشیده ای را به او بگو
.
وودی آلن
خوشایندترین و با استفاده ترین افراد، کسانی هستند که نگرانی در مورد قسمتی از مشکلات جهان را هم بر عهده خدا می گذارند
.
Don Marquis
ترجیح میدهم که با خدا در تاریکی قدم بزنم تا اینکه تنها در روشنایی راه بروم
.
Mary Gardiner Brainard
خداوند دنیا را کروی آفریده، تا ما قادر نباشیم خیلی جلوتر جاده را ببینیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 22:59  توسط مهرداد  | 

در زندگي فقط يك سعادت وجود دارد: محبت كردن و مورد محبت واقع شدن .
راه دوست داشتن هر چيز درك اين واقعيت است كه امكان دارد هر لحظه آن چيز از دست برود
کسيکه خود را ازدوستي وآشنايي ديگران بي نيازميداند مانند کسي است که بخورشيد ميگويد غروب کن وسرازکوه بيرون ميار که روشني وتاريکي درنظرمن يکسانست
.
انسان هاي توانمند با شکست، «شکست» را مي شکنند! و انسانهاي ناتوان با شکست، خود
شکسته مي شوند
داناي بي وجدان هيچگاه صاحب روحي پاک نخواهد بود
جامعه ممكن است آينده اي براي ما پيش بيني كند،اما اين تنها ما هستم كه سر نوشت خود را معين مي كنيم
سوال توليدعلم ميکند و براي پرسيدن نيز نياز به تفکر است
ما مردم را به اندازه كارهاي خوبي كه براي ما كرده اند دوست نمي داريم، بيشتر براي كارهاي خوبي كه براي آنها كرده ايم دوست داريم
.
فقط برای خودتان رندگی نكنيد، براي ديگران نيز زندگي كنيد. به درون خود فرو نرويد، زيرا خود به زنداني گرفتار خواهيد شد كه رهايي ندارد
.
اغلب ما با خود بيگانه ايم؛ نمي دانيم كه هستيم و از ساير بيگانگاني كه نمي دانند چه كسي هستيم مي خواهيم كه ما را دوست بدارند
.
داستان بسيارغم انگيز زندگي فناپذيري انسان ها نيست، بلكه اين است كه آنان روزي مهلت براي دوست داشتن را از دست مي دهند
.
با دقت گوش كردن به ديگران باعث مي شود بفهمند كه شما آنها را دوست داريد و اين كار باعث ايجاد اطمينان مي شود، يعني همان چيزي كه اساس يك ارتباط دوستانه است
.
اين مهم نيست ما انسانهاي کوچکي هستيم اين مهم است که بتوانيم بزرگ فکر کنيم
بياييداگرقراراست ازاين دنيا چيزي بدزديم، چيزاي مفيدي بدزديم که بتونيم ازاين دنيا ببريم. واگر قراره طمع کار باشيم به انجام کارنيک ومثبت طمع داشته باشيم
هر چه بيشتر سعي كنيد كه عزت نفس را در ديگران افزايش دهيد ، خودتان را نيز بيشتر دوست خواهيد داشت و براي خودتان احترام بيشتري قائل خواهيد شد
.
براي ايجاد و حفظ روابط دوستانه بايد اول خودتان يك فرد دوست داشتني باشيد
.
حساسيت بيش از حد يا شخصي كردن مسائل يكي از دلايل اصلي بروز مشكل در برقراري روابط با ديگران است
.
هر چه بيشتر تلاش كنيد كه به زور رابطه خوبي با ديگران ايجاد كنيد كمتر موفق خواهيد شد
.
براي ايجاد يكي رابطه خوب كافي است فقط راحت باشيد، خودتان باشيد و از لحظاتي كه با ديگران هستيد لذت ببريد
.
كليدِ داشتن روابط خوب با ديگران پذيرش آنها به همان صورتي است كه هستند
.
هر چقدر خودتان را بيشتر دوست داشته باشيد ، بهترعمل مي كنيد و هر چقدر بهترعمل كنيد خودتان را بيشتر دوست خواهيد داشت
.
کار مانيست شناسايي راز گل سرخ کار ماشايدايناست که درافسون گل سرخ شناور باشيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 22:52  توسط مهرداد  | 

وقتی خدا بهت میگه "باشه" چیزی رو که می خوای بهت میده،

  وقتی میگه "صبر کن"چیزه بهتری بهت میده،

  ولی وقتی میگه "نه"داره بهترین ها رو برات آماده می کنه.
................
آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت می داند، آن كه از ما پائين تر است ما را خوشبخت تصور می كند، اما هر دو در اشتباهند، زيرا ما گاهی خوشبختيم و غالبا بدبخت. بدبختی ما در آن ايامی است كه به نقايص زندگی خود توجه داريم و خوشبختی ما در لحظات كوتاهی است كه به نعمتهای زندگی خود نظر می اندازيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 22:48  توسط مهرداد  | 

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.
 
پرمعنی ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.
 
عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.
 
بی رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن.
 
خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن.
 
نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.
 
بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.
 
با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.
 
پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.
 
سازنده ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.
 
روشن ترين کلمه((اميد)) است...به آن اميدوار باش.
 
ضعيف ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.
 
تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير.
 
محکم ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.
 
سمی ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش.
 
لطيف ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.
 
ضروری ترين کلمه((تفاهم)) است...آن را ايجاد کن.
 
سالم ترين کلمه((سلامتی)) است...به آن اهميت بده.
 
اصلی ترين کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.
 
دوستانه ترين کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.
 
زيباترين کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.
 
زشت ترين کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنين شود؟؟
 
موقر ترين کلمه((احترام)) است...برايش ارزش قايل شو.
 
آرامترين کلمه((آرامش)) است...به آن برس.
 
عاقلانه ترين کلمه((احتياط )) است...حواست را جمع کن.
 
دست و پا گير ترين کلمه((محدوديت)) است...اجازه نده مانع پيشرفتت شود.
 
سخت ترين کلمه ((غير ممکن)) است...وجود ندارد.
 
مخرب ترين کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
 
تاريک ترين کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.
 
کشنده ترين کلمه((اضطراب)) است...آن را ناديده بگير.
 
صبور ترين کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.
 
با ارزش ترين کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.
 
قشنگ ترين کلمه((خوشرويی)) است...راز زيبايی در آن نهفته است.
 
رسا ترين کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن است.
 
محرک ترين کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.
 
و هدفمند ترين کلمه((موفقيت)) است...پس پيش به سوی آن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 22:47  توسط مهرداد  | 

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"

اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "

اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 22:40  توسط مهرداد  | 

"من فقط توی لحظه حالم زندگی می کنم٬ گذشته ام رو هم گذاشتم کنار حوصله فکر کردن به آینده ام رو هم ندارم...."

 ......................

ایکاش منم می تونستم یه کمی لابه لای این فکرهایی همش مال گذشته و آینده امه یکمی نفس بکشم٬ یکمی توی حالم زندگی کنم....

.......................

ایکاش می تونستم بهت بگم بعضی وقت ها چقدر آدم های کوچیکی می شیم

نمی دونم کی

شاید بعد از اینکه فکر کردیم انقدر قدرت دارم که یه دنیا رو عوض کنیم.

یا شاید بعد از اینکه فکر کردیم خودمون رو خیلی خوب می شناسیم.

بعد خیلی یه دفعه ای....

 ..............................

بعضی وقت ها دوست دارم برگردم بهت بگم من هنوز می خوام من و تو با هم باشیم

اما به نظرت خودم چقدر باورش دارم؟

وقتی خودم رو زیر تمام این فکر هایی که حتی وجود ندارن گم کردم٬

وقتی حتی الان خودم هم خودم رو نمی شناسم و تمام شناختم از خودم زیر رو رو شده٬

وقتی به چیزی توی خودم مطمئین نیستم

می خوام با تو چیکار کنم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:54  توسط مهرداد  | 

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن

شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟

شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند

شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر

شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت

شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند

شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف

شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن

شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن

شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري

شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام

شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن

شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه

شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي

شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي

شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...

شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن

شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي..

شهر هرت جايي است که

....... خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:53  توسط مهرداد  | 

کاش حقیقت می ماند وکاش نگفته ها را می گفتی و میرفتی کاش انسانها یک رنگ بودن وروی دیگر می ماند برای سکه کاش یکرنگی بود وسادگی کاش رنگها می ماند برای پر شاپرکها کاش ،کاش

------------------------

اگر به دنبال آرامش هستید به پیشامد های زندگی برچسب خوب و بد نزنید

------------------------

اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست، وفا آنست که نامت را همیشه روی لب دارم

------------------------

خداوندا ! دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال. یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن

------------------------

زمانی که به آسمان پر ستاره خیره می شوی، در می یابی که تنها نیستی ، پس نا امیدی را به باد بسپار و به آسمان پر ستاره خیره شو

--------------------------

آموختم که گاهی اوقات همه ی اون چیزی که انسان نیاز دارد ، دستی برای گرفتن و قلبی برای درک شدن است

--------------------------

انگاه که ...ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ارزوهایت حس میکنی..به خاطر بیاور که زیبایی شهابها از شکستن قلب ستارگان است

--------------------------

تنها زمانی که احساس کردم خیلی خوشبختم لحظه ای بود که هیچ کسی صدای فریاد هام رو نمیشنید منم تا تونستم فریاد زدم

-----------------------------

عشقت را نثار کسی کن که لیاقت آنرا داشته باشد نه تشنه آن چون هر تشنه ای روزی سیراب میشود

.-----------------------

مرد قوي ترين موجود دنياست : بدون اون كسي نمي تونه به دنيا بياد . بدون اون ازدواج معني نداره . تنها مرده كه مي تونه براي عشق بميره

-----------------------

يك دقيقه طول مي كشه تا يه كي روبپيچوني.... يك ساعت طول مي كشه تا يكي رو دوست داشته باشي .... يك روز طول مي كشه تا عاشق شد .... ولي يك عمر طول مي كشه تا يكي رو فراموش كرد

--------------------------

هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها هميشه وفتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:52  توسط مهرداد  | 

آموخته ام... كه زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
. آموخته ام... كه كوتاهترين زماني كه من مجبور به كار هستم، بيشترين كارها و وظايف را بايد انجام دهم
آموخته ام... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال .بالا رفتن از كوه هستيم
آموخته ام... كه فرصتها هيچ گاه از بين نميروند، بلكه شخص ديگري فرصت از دست رفته ما را تصاحب خواهد كرد
.آموخته ام... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم
.آموخته ام... كه لبخند ارزانترين راهي است كه ميتوان توسط آن نگاه را وسعت داد
.آموخته ام... كه نمي توانم احساسم را انتخاب كنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آن را انتخاب كنم
باور کنيد
باور کنيد ، نيروي آدمي ، بي کران است.
باور کنيد ،هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست
باور کنيد ،که از عشق آفريده شده ايد ، پس عشق را بيافرينيد.
باور کنيد ،خورشيد به خاطر شما ، طلوع مي کند.
باور کنيد ،خدا هيچگاه از بندگانش نااميد نمي شود ولي بندگان او چرا!
باور کنيد ، لايق بودن هستيد.
باور کنيد ، که اکنون مهم ترين لحظه است.
باور کنيد ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.
باور کنيد ، که شما هم مي توانيد
و تمام باورهاي خود را از ته دل باور کنيد تا زندگي ، شما را باور کند!

خدا روز بدون رنج، بدون خنده، بدون اندوه، وآفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پايداري در آن روزها ، و وعده تسلي
پس از اشک و چراغ راه را داده است

روزنه هاي اميد رادردل تاريکمان روشن کن
...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:51  توسط مهرداد  | 

برنده می گوید: " باید راه بهتری هم وجود داشته باشد "

بازنده می گوید: تا بوده همین بوده و تا هست همین است"

برنده می گوید : " بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم"

بازنده می گوید : "هیچکس راه حلی نمی داند"

برنده : به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد

بازنده : از کنار مشکل گذشته و آن را حل نشده رها می کند هراس

برنده از باختن به آن اندازه نیست که بازنده باطنا از برنده شدن دارد.

برنده : بیش از بازنده کار انجام می دهد و در انتها باز هم وقت دارد

بازنده : آنقدر گرفتار است که نمی تواند به کارهای ضروری بپردازد.

وقتی برنده ای مرتکب اشتباهی می شود می گوید " اشتباه کردم"

وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه می شود می گوید " تقصیر من نبود"

برنده متعهد می شود.

بازنده وعده می دهد

برنده هر کاری که از دستش بر بیاید انجام می دهد و سرانجام اگر شکست خورد به معجزه امید می بندد

بازنده بدون آنکه کوچکترین تلاشی بکند به انتظار معجزه می نشیند (از تو حرکت از من برکت ) که می گویند روزی باید به نکته بالا دقت کنند دست خداست قابل توجه آندسته

برنده حتی زمانی که دیگران وی را به عنوان یک خبره می شناسند می داند که هنوز خیلی چیزها را نمی داند

بازنده می خواهد که دیگران او را یک خبره بدانند و این نکته که " بسیار کم میدانند " را هنوز نیاموخته است 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:51  توسط مهرداد  | 

زندگي كردن سخت نيست . اين نا آگاهي ما از چگونه خوب زندگي كردن است كه زندگي را در چشمانمان ،يك اجبار بي اختيار مي نما ياند .

از چه مي رنجيد ؟ از چه نگرانيد ؟ از چه چيز هايي نالانيد ؟ 

چقدر تا كنون تلاش كرده ايد كه به آگاهي هاي خوب زيستن دست يابيد ، كه خود را چنين طلب كار از همه جهان ميدانيد ؟ 

تلاش براي تغيير ، هميشه، آگاهي و دانستن دانايي را ميخواهد . ما مردماني هستيم كه بيشتر از آنكه بدانيم سخن مي گوييم .

مگر ميشود آشپزخانه رستوراني را بدون آنكه خوراك اوليه خوب و سالم و پاكيزه اي وارد آن كرد ، به يك غذا ساز دلپزير تبديل نمود ؟ 

مغز هاي ما ، آشپز خانه است و دهان ما ميز سرو خوراك پخته شده . تا آن هنگام كه خوراك سالم به اين مطبخ نرسانيم و اصلا خوراك نرسانيم ، چگونه ميتوانيم 

ميز سرو غذا را پر كنيم ؟ ما مردماني هستيم كه بي آنكه تلاشي براي دانستن و مطالعه و فراهم آوري مواد اوليه داشته باشيم ، در هر سخني خود را به ميانه مي اندازيم 

و دهان را از سخن های نسنجیده پر ميكنيم . متخصص در همه امور هستيم ، بي آنكه مواد لازم را در آشپزخانه مغز داشته باشيم .

تمام مواد موجود كهنه و بي اثر و بعضا فاسد است . چگونه ميتوانيم با پر رويي ادعا كنيم ، آنچه ميگوييم برگرفته از خرد و انديشه است .

مغزي كه در 12ماه سال ، حتي 5 كتاب و دانسته هم خوراك ندارد ، چگونه به اين دروغ و فريب بزرگ تن ميدهد كه سخن بگويد ؟ 

آشپزخانه بايد هميشه انباشته از مواد تازه باشد تا سفره اي رنگين را در پس آن مشاهده نمود .

بوي كپك از مغز هايي كه هيچ خوراك ندارند به مشام ميرسد و بد تر، آن زمان خود را آگاه به همه چيز ميدانيم ، بيماري خود شيفتگي مان خنده دانايان را بر مي انگيزد .

هيچ كس حق ندارد اين چنين خود را مورد مسخره قرار دهد . و بدون اندك دانسته اي ، آن بگويد كه نميداند چيست ؟ 

ما قبل از آنكه بخواهيم ديگران ، شخصيت مان را ارج نهند ، بايسته است تا خودمان به خود احترام بگذاريم و دانسته هايمان را افزون كنيم و بعد سخن وري كنيم .

هر آدمي را كه در كنار خود رنجور و سر در لاك ميبينيم ، بلافاصله از مطبخ بي خواراك مغز خود ، هرچه مواد مانده گنديده و پوسيده است را در ميز دهان ،

مقابل گوشهاي مخاطبمان سرو ميكنيم . بي آنكه خطي از روانشناسي خوانده باشيم و تجربه يك كتاب را گذرانده باشيم .

آيا جز اين انتظار ميرود كه اين مواد فاسد ، نه تنها دردي را از ديگري دوا نكند ، بلكه او را مسموم هم كند ؟ 

اين تنها يك مثال از بلاغت هاي بي خردانه و بي پشتوانه ماست . بسياري جنايتكاران با پرستيژي هستند كه با مغز هاي بي خوراك ، تبليغ بهترين غذا را ميكنند .

بايد اين عادات زشت را براي حفظ شخصيت خود از بين ببريم . دانستن و دانايي را جستجو كنيم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:50  توسط مهرداد  | 

 

آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:48  توسط مهرداد  | 

بعضی وقت ها توی خیالم بغلت می کنم

سرت رو میذارم روی پاهام

روی پلک های بسته ات بوسه می زنم

پیشونیت که از درد چین می افته٬ دستم رو می کشم روش

بعد می برم سمت گوش هات و از گوش هات می رسم به چونه ات

بعد گونه هات رو نوازش می کنم

انقدر بغل خودم نگهت می دارم و نازت می کنم و می بوسمت که همه چیز رو فراموش کنی

تمام مزخرف هایی رو که توی سرت هستن بریزی بیرون

سرت که خالی شد باز نگهت می دارم

می خوابونمت

وقتی خوابیدی آروم می بوسمت و نگاهت می کنم

بعد قبل از اینکه بیدار بشی می رم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:47  توسط مهرداد  | 

زندگی خیلی چیزها به ما یاد داده.یاد داده که میتوانیم یاد بگیریم،یاد گرفتم که میتوانیم تغییر کنیم حتا اگر غیر ممکن به نظر برسد.

من میتوانستم، هرگز معنای این واژه را نمیفهمیم.چون در تمام زندگی مان چیزهایی هستند که میتوانستند رخ دهند ، اما رخ نمیدهند .لحظه های جادویی وجود دارند که درک ناشده میگذرند و -ناگهان- دست سرنوشت جهان ما را دگرگون می کند.

باید خطر کرد .تنها هنگامی معجزه زندگی را به راستی درک میکنیم که بگذاریم نامنتظره رخ دهد.

کسی که خردمند است،تنها به این خاطر خردمند است که عشق می ورزد.و کسی که احمق است ، تنها به این خاطر احمق است که فکر می کند می تواند عشق را بفهمد.

مسخره است .چیزی ژرف تر از عشق نیست.در قصه های کودکانه ، شاهدخت ها قورباغه ها را میبو سند تا به شاهزاده تبدیل شوند.در زندگی واقعی،شاهدخت ها شاهزاده ها را می بوسند و شاهزاده ها به قورباغه تبدیل میشوند.

برای اندک چیزی که دارم،بهای زیادی پرداخته ام .مجبور شده ام از چیزهای زیادی دست بکشم ،از راههای زیادی که پیش رویم گشوده می شدند،منصرف شده ام.رویاهام را به نام رویای بزرگتری قربانی کرده ام-ارامش روح.نمی خواهم این ارامش را از دست بدهم.

کیهان همیشه در جنگیدن برای رویا هایمان به ما کمک می کند،هر چه هم احمقانه باشند.چون رویای ما هستند و تنها ما میدانیم داشتن این رویا چه بهایی دارد.

پائولو کوئلیو

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:41  توسط مهرداد  | 

دفتر عشق را همراه با كلام مقدس تو و با تمام خاطرات شيريني كه با هم داشتيم در صندقچه قلبم ميگذارم و كليدش را به دست حق ميسپارم .

چقدر شعر نوشتيم براي باران...........غافل از اين دل ديوانه که باراني بود .

زندگي مثل شطرنج اگه بلد نباشي همه مي خوان اونا بهت ياد بدن... و اگه بلد باشي همه مي خوان شکستتد بدن .

اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که مي‌افتي در آغوشم بگيرمت .

....................

: عشق پرنده اي است که به پرواز زنده است. پرواز را نمي توان در قفس کرد ،پر پرواز در قفس مي شکند .

....................

اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ،قلب کوچيک من .

تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست در خانه ي احساس اگر زمزمه اي است آن زمزمه از توست که در جان دل ما ست من قايق آواره ي درياي تو هستم خوب است بداني که دلم عاشق دريا ست در حسرت ديدار تو مي سوزم و امٌا اين دست خودم نيست به حق روي تو زيباست

.................

.........................

.................

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:34  توسط مهرداد  | 

همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما بچه ها واجبترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:30  توسط مهرداد  | 

اگر عمر دوباره داشتم مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم.

اگر عمر دوباره داشتم  همه چیز را آسان مى گرفتم.

اگر عمر دوباره داشتم از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم.

اگر عمر دوباره داشتم فقط شمارى اندک از رویدادهاى جهان را جدى مى گرفتم.

اگر عمر دوباره داشتم اهمیت کمترى به بهداشت مى دادم.

اگر عمر دوباره داشتم بیشتر به مسافرت مى رفتم.

اگر عمر دوباره داشتم از کوههاى بیشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى بیشترى شنا مى کردم.

اگر عمر دوباره داشتم بیشتر بستنى مى خوردم و اسفناج کمتر.

اگر عمر دوباره داشتم مشکلات واقعى بیشترى مى داشتم و مشکلات واهى کمترى.

آخر، ببینید، من از آن آدمهایى بوده ام که بسیار مُحتاطانه و خیلى عاقلانه زندگى کرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه،

البته من هم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظاتِ خوشى بیشتر مى داشتم.

من هرگز جایى بدون یک دَماسنج، یک شیشه داروى قرقره، یک پالتوى بارانى و یک چتر نجات نمى روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبک تر سفر مى کردم.

اگر عمر دوباره داشتم ، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان دیرتر به این لذت خاتمه مى دادم.

اگر عمر دوباره داشتم بیشتر از مدرسه جیم مى شدم.

اگر عمر دوباره داشتم گلوله هاى کاغذى بیشترى به معلم هایم پرتاب مى کردم.

اگر عمر دوباره داشتم سگ هاى بیشترى به خانه مى آوردم.

اگر عمر دوباره داشتم دیرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابیدم.

اگر عمر دوباره داشتم بیشتر عاشق مى شدم.

اگر عمر دوباره داشتم بیشتر به ماهیگیرى مى رفتم.

اگر عمر دوباره داشتم بیشتر پایکوبى و دست افشانى مى کردم.

اگر عمر دوباره داشتم بیشتر سوار چرخ و فلک مى شدم.

اگر عمر دوباره داشتم بیشتر به سیرک مى رفتم.

در روزگارى که تقریباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى کنند، من بر پا مى شدم و به ستایش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم.

زیرا من با ویل دورانت موافقم که مى گوید: "شادى از خرد عاقل تر است".

اگر عمر دوباره داشتم ، بیشتر گْلِ مینا از چمنزارها مى چیدم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:28  توسط مهرداد  | 

بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند. بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک.

بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوند و بعضی با کاغذ سفید و مرغوب.

بعضی از آدم ها ترجمه شده اند، بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدم ها فتوکپی آدم های دیگرند.

بعضی از آدم ها با حروف سیاه چاپ می شوند و بعضی آدم ها صفحات رنگی دارند.

بعضی از آدم ها تیتر دارند، فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدم ها نوشته اند: «حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است».

بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند. بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند و بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند...

بعضی از آدم ها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته می شوند.

بعضی از آدم ها فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند.

بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها غلط چاپی دارند.

از روی بعضی از آدم ها باید مشق نوشت و از روی بعضی آدم ها باید جریمه نوشت..

بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدم ها را باید نخوانده دور انداخت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:22  توسط مهرداد  | 

تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شده

اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی

وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه باز میشه

ولی اغلب اوقات ما اینقدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری رو نمی بینیم که واسمون باز شده

دنبال ظواهر نرو، اونا می تونند گولت بزنند

دنبال ثروت نرو، چون براحتی از کفت میره

دنبال کسی برو که خنده رو رو لبت میشونه

چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه که یک شب تاریک روشن به نظر برسه

اونی رو پیدا کن که باعث میشه قلبت لبخند بزنه

خوابی رو ببین که آرزوشو داری

اونجایی برو که دلت می خواد بری

اونی باش که دلت می خواد باشی

چون تو فقط یه بار زندگی می کنی

و فقط یه فرصت واسه انجام تمام کارهایی که دلت می خواد انجام بدی داری

بذار اونقدر شادی داشته باشی که زندگیتو شیرین کنه

اونقدر تجربه که قویت کنه

اونقدر غم که انسان نگهت داره

و اونقدر امید که شادت کنه

شادترین مردم لزوما بهترین چیزا رو ندارن

اونا فقط از چیزایی که سر راهشون میاد بهترین استفاده رو می کنن

روشنترین آینده ها همیشه بر پایه یک گذشته فراموش شده بنا میشه

تو نمیتونی تو زندگی پیشرفت کنی مگه اینکه اجازه بدی خطاها و رنجهای روحی گذشتت از ذهنت بره

وقتی به دنیا اومدی، گریه می کردی

و هر کسی که اطرافت بود می خندید

یه جوری زندگی کن که آخرش

تو کسی باشی که میخندی و هر کسی که اطرافته گریه کنه

لطفا این پیغامو واسه همه کسایی بفرست که واست یه معنایی دارن (من که این کارو انجام دادم)

واسه اونایی که یه جورایی تو زندگیت پا گذاشتند

واسه اونایی که تو رو میخندونن وقتی که بهش نیاز داری

واسه اونایی که باعث میشن بخش روشنتر قضایا رو ببینی

وقتی که واقعا دلتنگی

اگه نفرستادی، نگران نباش

هیچ اتفاق بدی واست نمیفته

تو فقط فرصت اینو از دست میدی که

روز یه نفرو با این پیغام روشن کنی

سالها رو نشمر ـ ـ خاطره ها رو بشمر...

مقیاس عمر تعداد نفسهایی نیست که فرو میبریم

بلکه لحظه هاییست که نفسمونو بیرون میدیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:19  توسط مهرداد  | 

Paradox of Our Times

 

مغایرتهای زمان ما

 

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time;

 

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر 

 

we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment;

 

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛

 

We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness.

 

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

 

We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom.

 

بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم، خیلی کم میخندیم، خیلی تند رانندگی میکنیم، خیلی زود عصبانی میشویم، تا دیروقت بیدار میمانیم، خیلی خسته از خواب برمیخیزیم، خیلی کم مطالعه میکنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه میکنیم و خیلی بندرت دعا میکنیم.

 

We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often.

 

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت میکنیم، به اندازه کافی دوست نمیداریم و خیلی زیاد دروغ میگوییم.

 

We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years.

 

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

 

We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints.

 

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

 

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less.

 

بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم.

 

We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor.

 

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.

 

We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice;

 

فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

 

we write more, but learn less; plan more, but accomplish less.

 

بیشتر مینویسیم اما کمتر یاد میگیریم، بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر به انجام میرسانیم.

 

We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals.  

 

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

 

We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality.

 

کامپیوترهای بیشتری میسازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم.

 

These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships. 

                       

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

 

More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes.

 

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

 

That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion.  

    

بدین دلیل است که پیشنهاد میکنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.

 

Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs.

 

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید.

 

Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love.                    

 

زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید.

 

Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival.

 

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

 

Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it.

 

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید.

 

Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days”.

 

عباراتی مانند ”یکی از این روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم ”یکی از این روزها“ بنویسیم همین امروز بنویسیم.

 

Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life.

 

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که میتواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید.

 

Every day, every hour, and every minute is special. And you don’t know if it will be your last.

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن میتواند آخرین لحظه باشد.

 

If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it “one of these days “. Just think…”One of these days “, you may not be here to send it!

 

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان میگویید که ”یکی از این روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... ”یکی از این روزها“ ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 22:18  توسط مهرداد  | 

موخته ام ... که بهترین کلاس درس دنیا، کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست.

آموخته ام ... که وقتی عاشقید، عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود.

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی.

آموخته ام ... که داشتن کودکی که در آغوش شما به خواب رفته، زیباترین حسی است که در دنیا وجود دارد.

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.

آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.

آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.

آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم.

آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.

آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند.

آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد.

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.

آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.

آموخته ام ... که این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان.

آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.

آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.

آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.

آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.

آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم.

آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.

آموخته ام ... که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم.

آموخته ام ... که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید.

آموخته ام ... که بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است: وقتی که از شما خواسته می شود، و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد.

آموخته ام ... که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم.

اندی رونی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 22:15  توسط مهرداد  | 

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم ، این یعنی که او زنده و سالم در کنار من خوابیده است .

خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرف ها شاکی است ، این یعنی که او در خانه است و در خیابان ها پرسه نمی زند.

خدا را شکر که مالیات می پردازم ، این یعنی که شغل و در آمدی دارم و بیکار نیستم.

خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم ، این یعنی که در میان دوستانم بوده ام.

خدا را شکر که لباس هایم کمی برایم تنگ شده اند ، این یعنی که غذای کافی برای خوردن دارم.

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم ، این یعنی که توان سخت کار کردن را دارم.

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم ، این یعنی که من خانه ای دارم.

خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم ، این یعنی که هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.

خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم ، این یعنی که من توانائی شنیدن دارم.

خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم ، این یعنی که من لباس برای پوشیدن دارم.

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم ، این یعنی که من هنوز زنده ام.

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم ، این یعنی که بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم.

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند ، این یعنی که عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 22:14  توسط مهرداد  | 

آنچه جذاب است سهل نیست، دشوار هم نیست، بلکه دشواری ، رسیدن به سهولت است .

* وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما.

* سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی است که انسان را از بین می برد.

* اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

* ما زمان را تلف نمی کنیم، زمان است که ما را تلف می کند.

* افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام می دهند.

* پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر.

* کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم.

* کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

* انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند.

* همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

* تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.

* دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

* عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

* آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

* وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

* در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش.

* امروز، اولین روز از بقیه عمر شماست.

* برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

* امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم.

* بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید.

* آنچه شما درباره خود فکرمی کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند.

* آنکه می تواند نسبت به نیکی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باک ندارد.

* هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود.

* اگر هر روز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید.

* کسانی که نمی توانند فرصت کافی برای تفریح بیابند، دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می کنند.

* صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند و آن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست.

* وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند.

* کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

* کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند.

* بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی.

* هر گاه مشکلی را مطرح می کنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد کنید.

* کیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه کارها در همان بار اول.

* آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید.

* اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید.

* خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

* خودتان را به زحمت نیندازید که از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی کنید از خودتان بهتر شوید.

* اینجا، کار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

* خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

* تنها راهی که به شکست می‌انجامد، تلاش نکردن است.

* درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش.

* از لجاجت بپرهیزید که آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

* انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خیال می‌کند دیگران را فریب داده است.

* کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند.

*هر که با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

* کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

* اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

* اینکه ما گمان می‌کنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 22:11  توسط مهرداد  |