|
|
|
|
|
ــ به کجا چنبن شتابان ؟ گون از نسيم پرسيد ــ دل من گرفته ز اين جا ، هوس سفر نداری ز غبار اين بيابان ؟ ــ همه آرزويم ، اما چه کنم که بسته پايم ... ــ به کجا چنين شتابان ؟ ــ به هر آن کجا که باشد ، به جز اين سرا ، سرايم _سفرت بخير اما تو و دوستی ، خدا را چو از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتی، به شکوفه ها ، به باران ، برسان سلام ما را ...................... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:21 توسط مهرداد
|
|
||
|
|
|
|
|
می ذاری روی شونم باشه موهای حریرت؟ تا وقتی زنده هستم خودم باشم اسیرت می ذاری من بسوزم تو هم تماشا کنی؟ اگر دیدی لایقم فکری واسه ما کنی؟ می ذاری بارون بیاد از این چشای خسته می دونی مهرت عجیب به دل من نشسته می ذاری من ببافم با رویاهام یه قالی؟ روش بشینیمو بریم به جزیره ی خیالی می ذاری بیام تو قلبت،منو تو دلت را می دی؟ دیگه غریبه نیستم به دیوونت جا میدی می ذاری بگم زلالی مثل خود فرشته؟ اینا رو رو پیشونیت،خود خدا نوشته می ذاری هرجا باشی،منم باشم کنارت؟ خواب تو رو ببینم،بیام تو روزگارت می ذاری من خیالم از همه راحت باشه؟ با دیگران بودنت،قدّ یه صحبت باشه؟ می ذاری بگم آتیش از چشمکای تو گرمه؟ ابریشم از دستای بلوری تو نرمه می ذاری بیام موهاتو خودم نوازش کنم؟ ناز کنی و هزار بار باز از تو خواهش کنم می ذاری حسودی کنم،حتی به فیلم و دفتر به کسی که دوست داشت،تو هم نداشتی تقصیر می ذاری تو رو بدزدم،بریم یه جای خلوت فقط من و تو باشیم،یه ساحل و یه نیمکت می ذاری بگم که دستات گهواره ی پناهه؟ فقط تو رو میشناسه،هرکی که بیگناهه می ذاری بگم به داد پرنده ها می رسی؟ نمی ذاری بشکنه قلب لطیف کسی می ذاری بگم نگاهت رنگین کمونو مات کرد قسمت چه جوری منو دیوونه چشات کرد می ذاری برم رو ابرابا بال عاشق باد بگم چه خوب شد خداتو رو برام فرستاد می ذاری اینبار دیگه به آدما راس بگم از تو وجادوی تو هرچی دلم خواس بگم می ذاری برات بیارم باغ گل بنفشه شهرامونو پیش هم بذارمش رو نقشه می ذاری بیشتر از من کسی برات نمیره؟ قول می دی که تو قلبت جامو کسی نگیره؟ می ذاری پرپر بشم واسه یه بار دیدنت غنچه ها رو واکنم برای خندیدنت می ذاری بگم که کم کم تموم می شه طاقتم می خوام بیام کنارت منتظر فرصتم می ذاری بیام فدات شم،می ذاری بگم دیوونم؟ اگه لایق تو باشم می ذاری پیشت بمونم؟ می ذاری بگم که تاج ستاره رو تو دادی؟ گلا رو عادت دادی به دیدنت زیادی می ذاری غصه هاتو با مژه هام پاک کنم؟ حریر رویاهاتو با بوسه نمناک کنم می ذاری برات بمیرم،می ذاری به پات بسوزم؟ می ذاری با عشق گرمت سفید شه رنگ روزم؟ می ذاری مثه عروسک با یه نگاه معصوم کنج اتاقت باشم،بی سرصدا و آروم می ذاری تقدیرمون همیشه با هم باشه؟ تو قلب مهربونت فقط اسم من باشه؟ بذار با داشتن توبه عشق تو زنده شم پیش چشای نازت آب شم و شرمنده شم تا آخر زندگی دست همو بگیریم برای هم بمونیم،برای هم بمیریم بذار که ثابت کنم از من دیوونه تر نیست هیچکسی از عشق من تو دنیا بی خبر نیست. راستی می ذاری؟؟؟؟؟؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 7:47 توسط مهرداد
|
|
||
|
|
|
|
|
کویر نشه دلهای ما، مثل بارونشیم ، بباریم.دستهای احساسمونو تو دستهای عشق بزاریم.صدای پای شب داره تو کوچه پرسه میزنه.افتاب باید طلوع کنه ،خورشید باید نور بزنه. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 7:57 توسط مهرداد
|
|
||
|
|
|
|
|
می خانه اگر ساغی صاحب نظری داشت می خواری و مستی راه و رسم ديگری داشت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 9:23 توسط مهرداد
|
|
||
|
|
|
|
|
گریه نمی کنم نرو آه نمی کشم بشین حرف نمی زنم بمون بغض نمی کنم ببین |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 23:6 توسط مهرداد
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره
دنيامون يه عالمه؛ آدم خوب و بد داره
ماه من غصه نخور همه که دشمن نمی شن
همه که پراز ترک مثل من و تو نمی شن
ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
خيلی کم می شه کسي؛ روی حرفش بمونه
ماه من غصه نخور؛ گريه پناه آدماست
تر و تازه موندن گل؛مال اشک شب ماست
ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه ديدی شايد ؛فردامون باشه بهشت
ماه من غصه نخور پنجرمون بازه هنوز
باغچمون غرق گلای ناز و عاشقه هنوز
ماه من غصه نخور باز داره فصل سيب می شه
می دونم گاهی آدم تو وطنش غريب می شه
ماه من غصه نخور ؛ماهها که تب نمی کنن
ماهها که از آدما کمک طلب نمی کنن
ماه من غصه نخور شمعدونيا صورتين
دلايی که بشکنن چون عاشقن قيمتين
ماه من غصه نخور سبک می شی بارون بياد
توی عاشقی بايد ؛نترسي از کم وزياد
ماه من غصه نخور خاطره هامون کودکن
توی اين قصه دلا يه وقتايی عروسکن
ماه من غصه نخور بازی زمين خوردن داره
کار دنيا همينه ؛ تولد و مردن داره
ماه من غصه نخور تاب بازی افتادن داره
زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره
ماه من غصه نخور گلا ميان عيادتت
به نتيجه می رسه آخر يه روز عبادتت
ماه من غصه نخور خيليا تنهان مثل تو
خيليا با زخمای عاشقی آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه
اونی که غصه نداشته باشه ؛آدم نمی شه
**************************************************
هميشه وقتی تنها و نا اميد و ملول
تنت و روانت از دست اين و آن خسته است .........
هميشه وقتی رخسار اين جهان تاريک است ..........
هميشه وقتی درهای آسمان بسته است .........
هميشه !
گوشه گرمی به نام دل با تو هست که صادقانه تراست از هر که با تو پيوسته!
به دل پناه ببر که آخرين پناه توست !
به دل پناه ببر که تو را چنان که تمنای توست دوست می دارد
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 8:41 توسط مهرداد
|
|
||